تبليغاتX
خداوند کجا نیست ... ؟
خداوند کجا نیست ... ؟

...اگر آمدي ردي از خود بگذار اي دوست ... لطفا با آدرس ...


دعا

دکتر الکسی کارل:

 

با دعا کردن است که انسان به خدا میرسد و خدا به ذهن او راه می یابد انسان محتاج خداست ، درست همانگونه که به آب و هوا نیاز دارد .

 

بابسن ( آمار شناس بزرگ ) :

 

ایمــان ، بزرگترین منبع بلا استفاده دنیاست ، و عظیم ترین منبع نیروی بلااستفاده دنیا ، دعاست .

 

دکتر الکسی کارل:

 

دعا قدرتمند ترین صورت انرژی است که انسان میتواند تولید کند و ما عمیق ترین منبع نیرو و کمال را بدون استفاده نگاه داشته ایم .

 

گفتگو با خدا باید هر صبح و پیش از انجام هر کاری بهترین و مهمترین جزء برنامه روزانه ما باشد ، گفتگو با خدا دعا نام دارد . دعا کار پیچیده ای نبست ، بسیار بسیار ساده مانند گفتگو با یک دوست است. فرض کنید قرار است دوستی به دیدنتان بیاید شما بطور طبیعی همه رازهای قلبتان را با او مطرح می کنید ، از رویا ها ، آرزوها ، خواسته ها و نقشه هایتان برایش میگویید و از او می خواهید

 

بـه شمـا کمـک کنــد .

 

دعا با صحبت کردن با خدا شروع می شود ، اما زمانی که ساکت می شویم خدا با ما سخن میگوید. تا زمانی که به صدای خدا گوش نداده ایم ، در راه دعا کردن چندان پیش نرفته ایم .

 

شری راما کریشنا :

 

خدا را طلب کنید همچون عاشقی که معشوق را می خواهد ، همانند فقیری که نیازمند طلاست ، یا غریقی که یک نفس را می طلبد .

 

کسی که دعا میکند وقتی میبیند مردان و زنان بارهای گران خود را بر شانه های ضعیف خود حمل میکنند متعجب می شود زیرا آنها می توانند این بارها را در پای خدا قرار دهند که به تنهایی میتواند تمام بارهای هستی را تاب آورد .

 

دعای قدیس صوفی ....

 

خداوندا !

نثار دل من امید دیدار توست ،

بهار جان من در مرغزار وصال توست .

 

کسی پرسید :

 

بهترین زمان برای دعا کردن چه موقع و بهترین مکان کجاست ؟

 

به او گفتم :

 

بهترین زمان اکنون و بهترین مکان همینجا ست .

 

جمعه سی و یکم فروردین 1386  توسط سید  |

 

چگونه با اصول زندگی هماهنگ شویم ؟

 

چگونه با اصول زندگی هماهنگ شویم ؟

 

1- همیشه مواظب افکارتان باشید .

 حضرت محمد (ص):

 وسوسه مانند رهگذری از راه میرسد، بر در قلب می کوبد که بعنوان مهمان به درون آید ، اگر به درون راهش دید ،سرور خانه میشود .

2- هر چه بکارید برداشت میکنید.

3- معاشران خود را با دقت انتخاب کنید .

4- سعی کنید به چیزی وابسته نباشید . وظایفتان را انجام دهید اما از درون وابسته نباشید بدانید که هیچ چیز به شما تعلق ندارد .

 برای نتیجه و ثمره کار نکنید بلکه برای عشق خالص به خدا کار کنید ، کار وسیله ای است در دست آن نیروی عظیم کائنات .

5- هر چه بیشتر خود را به خدا تسلیم کنید .

6- شجاع باشید و از چیزی نترسید .

7- تا جایی که میتوانید به افراد بیشتری خوبی کنید.

 

کـار پلیـدی که انجام میدهیم با ما می ماند و نیکی هایی که انجام میدهیم به ما باز میگردد.

 

پیرمرد فروشنده ای از شهر بیرون رفت پس از بازگشت ، متوجه شد در غیابش خانه و فروشگاهش آتش گرفته و سوخته و بدین ترتیب تمام داراییش رفت ...

امـــا او چه کـــــــرد .....

لبخنــــــــــــد زد ......... دست رو به آسمان گرفت ........ و گفت :

فروشگـــاهم سوخت...

خــــانه ام سوخت ....

کالاهایم سوخت ....

امـــــــــــــا

ایمانم نسوخته است ......

فـــردا شــروع خواهــــم کــــرد .....

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386  توسط سید  |

 

رنج

 

چرا انسانهای نیک رنج میبرند؟

 

اگر عملی نا پسند و مضر انجام دهیم عکس العملی مضر و نا خوشایند دریافت میکنیم و اگر کار نیکویی انجام دهیم ثمره آن را بصورت نیکی دریافت خواهیم کرد، این قانون عمل و عکس العمل قانون کارما (karma) نام دارد .

 

اولین اصل قانون کارما :

اگر به افکار پاک بیاندیشید ، فردی پاک خواهید شد.

اگر به بیماری جسمتان بیاندیشید بیمار خواهید شد .

 

دومین اصل قانون کارما:

هر چه بکارید برداشت میکنید ، پس همیشه به افکار خوب بیاندیشید.

 

دادای محبوب:( هر انسان باید چوبه دار خود را بر دوش کشد )

 

ولی ....

انسانهای نیک گرفتار رنجی میشود در واقع در اعماغ وجودش ظلمتی هست که توسط رنج نازل شده تطهیر میشود

مانند طلا که وقتی در کوره ذوب میشود ناخالصی آن گرفته شده و تصفیه میشود

در پس هر رنجی درسی نهفته است که یادگیری آن رنج از بین میرود، پس هر وقت دچار رنج گشتیم باید دعا کنیم : ( خدا یا درس من از این رنج چیست ؟ ) و منتظر پاسخ بمانید .......

 

 

خــدایـا درس مـا چیســت ...!

 

کسی گفت من چیز های زیادی بخشیدم اما تنها یک نگاه توهین آمیز دریافت کردم ....

بیایید به فرد ندهیم بلکه آن شخص را تصویری از خدا ببینیم و آنچه میدهیم به خدا بدهیم ....

 

برای مقابله با مشکل :

اجتناب از آن بیهودست

تسلیم شدن هم نادانی است

بلکه باید مشکل را دوستی ببینیم که پیام و درسی برای ما دارد.

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386  توسط سید  |

 

دعا

شهری بود بنام « شهــر همـه جـا»

 

 

 

 

 

 

یک روز صبح سرد زمستان مردی وارد این شهر شد . وقتی که از قطار پیاده شد متوجه شد ایستگاه آنجا مانند همه ایستگاههای قطار مملو از جمعیت بود و مسافران میکوشیدند از میان جمعیت راه خود را باز کنند و به قطار مورد نظرشان برسند مرد در نهایت شگفتی متوجه شد که همه آنها پابرهنه بودند هیچکس کفش به پا نداشت او از ایستگاه بیرون آمد و سوار تاکسی شد در تاکسی متوجه شد که راننده هم کفش ندارد .

بنابراین از راننده پرسید : ببخشید چرا همه مردم این شهر بر خلاف مردم شهرهای دیگر کفش نمی پوشند ؟

 

راننده گفت : بلــــــه درست است چــرا مـا کفش نمی پوشیم ؟ چــــرا ؟  

 

مرد وقتی به هتل رسید دید مردم آنجا هم پا برهنه هستند پیشخدمتها همه پا برهنه بودند از یکی از آنها پرسید : می بینم که شما کفش به پا ندارید آیا چیزی درباره کفش نمیدانید ؟ پیشخدمت گفت: چرا ما کفش را میشناسیم .

 

پــس چـــرا کفـش نمی پوشیــــد ؟

 

بله درسـت اسـت چرا کفش نمی پوشیم ؟

 

بعد از مدتی مرد مسافر از هتل بیرون آمد و در خیابان شهر به قدم زدن پرداخت .

هرکس را میدید پا برهنه بود به یکی از آنها گفـت :  آیا نمی دانید کفش پا را ار برابر سرما محافظت میکند ؟

مرد گفت: البته که می دانم آیا آن ساختمان را میبینی ؟ آن ساختمان یک کارخانه تولید کفش است . ما از داشتن آن بر خود میبالیم و هر یکشنبه آنجا جمع میشویم تا به سخنان مدیر کارخانه درباره فوائد کفش گوش میدهیم .

 

پس چرا کفش نمی پوشید ؟

 

آه درست است . چــــرا کفش نمی پوشیم ؟

--------- ---

بلـــه مانند اهالی آن شهر همه ما به دعا اعتقاد داریم . همه ما ایمان داریم که دعا میتواند معجزه بیافریند . مارا تغییــــر دهد . زندگیمان را متحول کند و ما را احیا کند . ما از نیروی اعجاز انگیز دعا آگاهیم با این حال دعا نمی کنیم .... چــرا ؟

 

ســــــــــوال همینجــــــــــــــــا اســت ....

 

چــــــــــرا  دعـــــــــــا نمـی کنیـــــم ...؟

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386  توسط سید  |

 

چی میشد ...؟

چي ميشد اگه.......؟
 خداوند نميتونست امروزوقتي رو براي عطاکردن نعمت به ما اختصاص بده چون ما ديروز زماني را براي تشکر کردن ازاو اختصاص نداديم.

 چي ميشد اگه.......؟
 خدا تصميم ميگرفت فردا ما رو راهنمايي نکنه چون ما امروز از او پيروي نکرديم.

 چي ميشد اگه.......؟
 خداوند امروز همراهيمون نميکرد چون ما از درک و توجه به اين موضوع که امروز (مثل همه ي روزها)مال اونه کوتاهي ميکرديم .

 چي ميشد اگه.......؟
شکوفايي هيچ گلي رو نميديديم چون وقتي خدا بارونو فرستاد ما گله کرديم.

 چي ميشد اگه.......؟
 خداوند از دوست داشتن و اهميت دادن به ما صرفنظر ميکرد چون ما درمورد دوست داشتن و توجه کردن به ديگران کوتاهي کرديم.

 چي ميشد اگه.......؟
 خداوند قران رو از ما ميگرفت چون ما امروز نخوانديمش.

 چي ميشد اگه.......؟
 خدا پيامهاشو ازمون ميگرفت چون ما ما از گوش دادن به پيامبراش غافل شديم.

 چي ميشد اگه.......؟
 خداوند نيازهايي ما رو به همون روشي براورده ميگرد که ما زندگيمونو بهش تسليم ميکنيم.


 چي ميشد اگه.......؟
 خدا همونطوري به دعاهامون جواب ميداد که ما به وظايفي که ازمون خواسته انجام ميديم .

 چي ميشد اگه.......؟
در مسجد و کليسا بسته ميشد چون ما در قلبهامونو باز نکرديم.

 چي ميشد اگه.......؟
 خدا امروز صداي ما رو نميشنيد چون ما ديروز صداشو نشنيديم .

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386  توسط سید  |

 

بهشت و جهنــــــــــــــــــم

 

[IMG]http://i15.tinypic.com/2ic4gw6.gif[/IMG]

 

فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خدا پذيرفت .

او را وارد اتاقي نمود که جمعي از مردم در اطراف يک ديگ بزرگ غذا نشسته بودند .

همه گرسنه ، نااميد و در عذاب بودند . هرکدام قاشقي داشت که به ديگ مي رسيد

ولي دسته قاشقها بلندتر از بازوي آنها بود ، بطوريکه نمي توانستند قاشق را به دهانشان برسانند !

عذاب آنها وحشتناک بود . آنگاه خداوند گفت : اکنون بهشت را به تو نشان مي دهم .

او به اتاق ديگري که درست مانند اولي بود وارد شد . ديگ غذا ، جمعي از مردم ، همان قاشقهاي دسته بلند .

ولي در آنجا همه شاد و سير بودند .

آن مرد گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حاليکه در اتاق ديگر بدبخت هستند ، باآنکه همه چيزشان يکسان است ؟

خداوند تبسمي کرد و گفت : خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند که يکديگر را تغذيه کنند .

هر کس با قاشقش غذا در دهان ديگري مي گذارد ، چون ايمان دارد کسي هست در دهانش غذايي بگذارد .

« غذاي روح - آن لاندرز »

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386  توسط سید  |

 

دل بزن به دریا ...

 دل بزن به دریا ......!

 

 

 

اگر بتواني خنده شوي ، اگر بتواني عشق شوي ، ديگر به هيچ عبادتي احتياج نداري . آن گاه پيشاپيش قدم به بارگاه الهي مي گذاري .

 

 سجده

 

من هرگز نديده ام که انسان غمگين به بارگاه خدا وارد شود . يگانه راه به سوي پروردگار ، راه رقصيدن است . پس بياموز برقصي ، آواز بخواني ، زندگي را جشن بگيري و شاد باشي تا خدا را در همه جا بيابي . اگر چنين کني هر عمل تو الهي ميشود . عادي ، خارق العاده ميشود و خاکي و مادي ، مقدس و معنوي . همه ي زندگي چنان از خدا سرشار ميشود که ديگر پرواي خدايي در بالاي آسمان را در سر نخواهي داشت . هرجا که باشي ، خدا تورا فرا ميگيرد . هميشه در زميني مقدس و الهي گام برميداري . هر سنگي بر تو اندرزي خواهد داشت و هر صخره اي برايت يک کتاب آسماني خواهد بود .

 

 

 

تو فقط به يک قلب ، قلبي که در رقص است نياز داري تا ببيني ، تا احساس کني ، تا باشي !!

 

 

 

  اشـــــــــــو

 

 

 

 

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386  توسط سید  |

 

یادمان باشد

[IMG]http://i12.tinypic.com/317fllk.jpg[/IMG]

یـادمـــان باشــــــــد

یادم باشد :مومن کسی نیست که عبادت هایش را چرته می اندازد

مومن کسی هست که آدم ها از قلبش تغذیه می کنند و روزی می گیرند و سیراب می شوند

 یادم باشد:      نداشتن عشق را در سجده های مکرر پنهان نکنم

 یادم باشد :       کمیت عبادت مهم نیست کیفیت ملاک است

 یادم باشد :            خدا عشق است

 یادم باشد             :زبان صحبت با خدا تنها زبان دل است

یادم باشد

هر کسی عاشق حقیقی باشد روزی لیاقت عشقی بالاتر را پیدا می کند **عشق ورزیدن پس انداز در بانک جهانی عشق است که با بالاترین سود بازگشت دارد

 یادم باشد              :بهترین دوست خودم باشم

یادم باشد

آرزوهای به ظاهر محالــم تک تک به 

 حقیقت می پیوندد پس در انتخاب آنها دقت کنم

 یادم باشد :             خدا به دل آدم ها نگاه می کنه

 یادم باشد                  :به خدا دروغ نگم

                                 یادم باشد

        زندگی را جشن بگیرم هرچند خسته باشم

 منبع: http://reyhanehrr.blogfa.com/

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386  توسط سید  |

 

با خدا

[IMG]http://i18.tinypic.com/2z750js.jpg[/IMG]

 

خيال کردم در کنار ساحل با خدا قدم ميزنم

در آسمان تصويري از زندگي خود را ديدم

در هر قسمت دو جاي پا بود

يکي متعلق به من و ديگري متعلق به خدا

وقتي آخرين تصوير زندگي ام را ديدم

به جاي پاي روي شن ها نگاه کردم

ديدم که چندين زمان در زندگي ام يک جاي پا بيشتر نيست

براي رفع ابهاهم از خداسوال کردم

"خدايا فرمودي که اگر به تو ايمان بياورم

هيچ زمان مرا تنها نخواهي گذاشت

ديدم که در سخت ترين لحظات زندگي ام تنها يک جاي پا است .

چرا در زماني که بيشترين نياز را به تو داشتم تنهايم گذاشتي"

خدا فرمود:

فرزند عزيزم

تو را دوست دارم وتنهايت نمي گذارم

در مواقع سخت اگر يک جاي پا بيشترنيست

درآن لحظات تو را به دوش مي کشيدم.

 

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386  توسط سید  |

 


خدا در محیط استبداد پرستیده نمی شود.
استبداد از کفر هم بدتر است (مهندس مهدی بازرگان)




سلام



سید حسین هوشیار

ساكن خاك پاك بندر انزلي


در هجدهمين روز برج اسد از سال شصت و يك
بدنيا آمدم

مدتي از خداي خودم دور بودم

الآن در حال نزديك شدنم
گاهي خوب نزديك ميشم
و گاهي حس ميكنم دارم دور ميشم

اينجا براي اينه كه بتونم نزديك بمونم
يادم نره
فراموش نكنم

از تاريخ 22/3/88
روشن بين تر شدم و كاملا بين دين و خدا فاصله ميبينم

اكثر كساني كه ديندارند و ادعا دارند از خداجويي اثري ندارند

ما مسلمان زاده ايم و شكي نيست
برگشت نداريم به دليل اجبار و ارتداد

چه دين خوبيه كه ميگه لا اكراه في دين
اما نميتونه يه جوون وقتي 20 سالش شد
بره مسيحي بشه
اگر خواست مسيحي بشه خونش حلال ميشه

بگذريم

من تنها از مسلماني اعمال آن و نامي كه از پدران مانده را
بدوش ميكشم

من خدا جو هستم و تا جايي كه سعي دارم
به دنبال نزديك شدن به رب خود
خداي خود
عشق خودمم

اميد وارم لايق اين خدا باشم

اگر به وبلاگ من مياين
پاك بياين
اگر وبتان ميام
چه پسر چه دختر
زن هستيد يا مطلقه
بزرگ و كوچك و پير و جوان

براي من عزيز بوده و بنده اي از
بندگان عزيز خدا هستيد

نه چشمم ناپاكه
نه ذهنم هوس باز

اگر زماني بود هم كه زياد يادم نيست
درمان شدم


دوست ندارم دلي بشكنه
پس دلي نبنديم


---------------------------

خوشحالم وبلاگ من اومدي و نظر ميزاري

اميد وارم هميشه در پناه خداوند

موفق و شاد و

_____________________
ll سبـــــــــــــــــــــز باشيد ll
------------------------------------
انشاالله

يا حق

lvlasimo_baldinii@yahoo.com

 

خداوند
دعا
خود سازی
اعتماد به نفس
عکس
قرآن
شعر
بیو گرافی نویسنده
مناسبت
عرفان نظر آهاری
جی پی واسوانی
مصطفی مستور
فلورانس اسکاول شین
وین دایر
کاترین پاندر
اشــــو
متفرقه

 

 

وبلاگ شخصی یه من ... !
گل يخ
كابوك
مي ناب
ققنـــوس
تمناي وصال
پشت كاجستان
تنهایی های من
مهربانــــو
جادوگــــر طلايي
نامه های حوا
روشن تر از آفتاب
Cold Silence
صبا صالحـــــــي
خنده هامو خط نزن...
تنها ماه مي داند و رود
"برای تازه شدن دیر نیست
یه روزی . یه جایی . یه کسی
بــــانـــوی قـــدیـــس
همه چیز با خدا ممکن می شود
چـــنـد تا حــــــــــــرف د ل
عشـــق یعنی انتظار...
ناز بالا
ما عادت داریم... یادت نیست میوه ممنوع؟
گروه رسیدگی منطقه سیروس جمعیت امام علی (ع)
نوشته های یک زن سیگاری
زنان خوب به آسمان ميروند
کتب اینترنتی نوشته شده توسط فرزانه شیدا
بعد سوم آرمان نامه ارد بزرگ

 

 

 

 

RSS 2.0
Blog Skin