تبليغاتX
خداوند کجا نیست ... ؟
خداوند کجا نیست ... ؟

...اگر آمدي ردي از خود بگذار اي دوست ... لطفا با آدرس ...


آرتادخت

 

امروز هوس کردم از ایران بنویسم

آخه برادرم داره در موردش تحقیق میکنه

فّروّهّر

 

در زمان هخامنشیان برای درفش ملی ایران نشانی با الهام از شاهین در حال پرواز و احتمالا"

 

با بهره گیری از نمادی مهری یا آشوری ساختند که بسیاری از مفاهیم بنیادی

 

آئین زرتشت را در خود داشت.

 

ایرانیان بر این باور بودند که این نشان (یعنی پیروی از مفاهیم آن )موجب پایداری و استواری درفش

 

کاویان پایندگی و جاودانگی ایران زمین ، آزادگی و سرفرازی ایرانیان و آبادانی و پیشرفت

 

 سرزمین های زیر پرچم ایران خواهد بود بر همین باور نام این نشان را فروهر نهادند .

 

    فروهر از نظر واژگانی از دو واژه ساده ((فر)) به معنی فرا و پیش  و (( وهر)) به معنی برنده و راننده 

 

 درست شده است و معنی ترکیبی آن میشود پیشبر و فرابرنده . و با توجه به گفته نیاکان خردمند ما فروهر

 

    یکی از پنج نیروی بهم پیوسته در تن انسان است. هر یک از اندامهای فروهر بیانگر معنایی است که

 

 ریشه در اندیشه ایرانیان زرتشتی دارد و در ادامه به ذکر آنها می پردازیم.

 

1- سیمای پیر و نورانی نگاره یادآور آن است که برای پرواز به سوی رسایی و جاودانگی بهره گیری از

 

راهنمایی استادان پارسا و پیران خردمند ضرورت دارد.

 

2- دست راست او رو به جلو و بالا کشیده شده است و این نشانه آن است که آرمان و هدف انسان باید

 

پویش و پرواز به جلو و بالا باشد .

 

3- حلقه ای که در دست چپ او قرار دارد نشانه پیمانی است که انسان در بدو خلقت خود با هستی بخش

 

بزرگ دانا بسته است و آن مبارزه پیگیر و خستگی ناپذیر با ناراستی برای نیرو بخشیدن به فروزه راستی

 

 در جهان است.

 

4- حلقه دور کمر او نشانه آن است که انسان وظیفه دارد از بند وابستگی های دروغین در این جهان

 

 درگذرد تا شایستگی و توانایی پرواز به سرچشمه خورشید حقیقت را بیابد.

 

5- دو رشته آویخته به چنبر میانی بدنش بیانگر این حقیقت است که زندگی انسان در این جهان آوردگاه

 

رویارویی دو مینوی متضاد نیکی و بدی است و انسان  نیز در این میدان زندگی ناگزیر به مبارزه است.

 

6- اندام زیرین نگاره فروهر که سه بخش دارد نشان آن است که انسان در میدان مبارزه نیکی و بدی

 

باید اندیشه و گفتار و کردار بد را رها سازد تا زمینه رشد و بالندگی نیکی ها در اندیشه او فراهم گردد.

 

7- دو بال گشاده نگاره که هر کدام به سه بخش تقسیم شده است بیان کننده این معنا است که انسان

 

پس فروهشتن اندیشه و گفتار و کردار زشت باید با بال های گشاده و نیرومند اندیشه و گفتار و کردار

 

نیک به سوی سرافرازی و رسایی پرواز کند.

 

 

 لحظه ای هم تامل کنیم به اینکه :

 به راستی

که بودیم و اکنون که هستیم ؟

 چه داشتیم واکنون چه داریم ؟

از کجا آمده ایم و اکنون به کجا بار سفر بسته ایم ...!

 

ای ایرانی !

 

 هر روز تکه ای از جسم تو و سرزمین تو را

و ذره ای از روح تو و فرهنگ تو را

به تاراج می برند

 و تو خموش !

و تو آرام !

و تو خفته !

به چه دل بسته ای ؟

و چگونه خموش ! و چگونه آرام ! و چگونه خفته !

که فریاد، که فغان، که بیدار

که بیدار...

 

و اینک،بار دیگر...

 فروهر

منبع http://www.visioneman.blogfa.com/

دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

عین شین قاف

            

 سلام عزیزان خدا : متن زیر برگزیده بخشهایی از سخنرانی جناب آقای دکتر الهی قمشه ای است :

اين بسم الله کليد کوک ماست... بسم الله يعني من نباشم اون باشه .                                          

کلید چهار آرزوي ديرين بشر :

۱-کيميا :  که طلا درست بکنن و ثروتي به چنگ بيارن، هر چه کيمياگران کوشش کردن بلاخره پيدا نشد.

۲- سلامتی : بعد دنبال يه اکسير ديگري بودن که « نوشدارو» بهش مي گفتن که بخورن و همه دردهاشون

معالجه بشه. اروپاييها مي گن « Anaesia » يعني داروي همه دردها. ..که اينم پيدا نشد.

۳- محبوبیت : حالا آدم سلامت باشه، ثروت هم داشته باشه ولي محبوب نباشه، خوب نيست.

آدم دلش مي خواد دوسش داشته باشن، اصلا بزرگترين نياز ما محبوبيته ...

۴- ملک الموت :  بعد از همه اينها میگفتند « ملک الموت » رو چيکارش بکنیم ؟ 

که همه لذات رو منهدم مي کنه! بلاخره اين چهار اکسير رو پيدا نکردن، ولي

 اهل معرفت هر چهار تا رو پيدا کردن.

گفتن هر چهار تاش همون عشقه. اگر عاشق شدي به هر چهار تا با هم مي رسي

اولا عشق کيمياست. چه کيميايي بالاتر از اينکه مرده رو زنده مي کنه؟! مس رو طلا کنه که مهم نيست.

« مرده بدم، زنده شدم گريه بدم خنده شدم» تبديل گريه به خنده مهمتره يا تبديل مس به طلا؟ تبديل يه گريه اي به لبخند بر لب کودکي بالاتره يا « لبخند ژوکوند» بر روي ديواري، بر روي کاغذي؟ ما همه مون مي تونيم « لئوناردو داوينچي» باشيم.

 اگر شما يه لبخندي ايجاد بکنيد يه گريه اي رو تبديل به شادي کنيد، اين بزرگترين کيميا گريست

.عشق کيمياگره اصلا.

« دست از مس وجود چو مردان ره بشوي تا کيمياي عشق بيابي و زر شوي »

« گويند روي سرخ تو سعدي چه زرد کرد ...اکسير عشق بر مسم افتاد زر شدم »

اما اون دومي« نوشدارو»، اون هم عشقه، اون چه دارويي يه که همه دردها رو با هم معالجه مي کنه؟ عشق.

چرا عشق طبيب همه دردهاست؟

 براي اينکه تمام دردها از چي ناشي مي شه؟ از دل... ما يه دلي داريم با صد هزار آرزو و اين آرزوها هم با هم تلاقي پيدا مي کنن و بعد کشمکش و جنگ مال اين دلهاست.... پس همه مون این دل رو يه جا گرو بذاريم  و خلاص بشیم ....

« متاع تفرقه در کار ما همين دل بود خداش خير دهد هر که اين ربود از ما».

فرهنگ جهاني با يه چيز کار مي کنه و اون هم عشقه. بنابراين،

 اون که آمد و اين نفس رفت آدم شفا پيدا مي کنه، معالجه مي شه.

 « Depression » يعني چي؟ يعني سهم من کم بوده از دنيا، اين چه زندگي يه ما داريم؟!

تمام ريشه غم را مي کشه از دل تون بيرون.

اون اکسير سوم « مهرگياه » اون هم عشقه. اصلا چيزي غير از عشق نداريم که بتونه ما رو محبوب بکنه.

هر کس که خواست محبوب بشه فقط يه فرمول داره محب بشه. هر که خواست معشوق بشه،

بايد عاشق بشه. اگر با تمام وجودتون آدمها رو دوست داشتين محبوب مي شين. همه شما رو دوست دارن.

حافظ چرا سخنش دلنشين شد؟ براي اينکه:

« دلنشين شد سخنم تا تو قبولش کردي آري، آري، سخن عشق نشاني دارد.»

« پياله بر کفنم بند ( پياله باز يعني همون عشق) تا سحرگه حشر به مي ز دل ببرم هول روز رستاخيز»
« من چو به آخرت روم رفته به داغ دوستي داروي دوستي ( يعني همون « Love potion »« مهرگياه» ) بود هر چه برويد از گِلم اين ديوان سعدي که از خاک سعدي روييده اين داروي دوستي يه،

 اين مهرگياه که همه ما رو مي تونه عاشق بکنه. 

(کسیکه عاشق او شد عاشق بندگان او میشه  چون اين دو تا عشق باهم پيوند داره )

 

منبع : http://mahmele-shekasteh.blogfa.com/

یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

هفته 2

با سلام به دوستان

این مطلب و از کتاب

 

نامه های خط خطی ....نوشته ...... خانم عرفان نظر آهاری مینویسم .......

 

خدایا !یک هفته از دوستی ما میگذرد و من همش به این فکر میکنم که مگه میشه که آدم با خدا دوست شه آخر تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچیکم. اما یاد حضرت ابراهیم افتادم که بهش گفتی خلیل الله یعنی دوست خدا ، اما اون پیغمبر بود من که نیستم شاید تو فقط با پیغمبر ا دوست میشی.

پس گشتم تو کتابت و این آیه رو پیدا کردم .....

سوره یونس آیه 62 ،  آگاه باشید که دوستان خدا ترسی ندارند و غمگین نمی شوند .

یعنی تو میتونی یه دنیا دوست داشته باشی ، پس منم میتونم دوستت باشم

خدایا ممنونم که اجازه دادی باهات دوست باشم

 

 

http://i15.tinypic.com/6hddqgg.jpg

 

تو درباره خدا چه فکری میکنی ؟ آخه آدم چطور میتونه با خدا دوست باشه ؟ بنظرت این دوستی چه شکلیه ؟

 

اگه دوستی با خدا معنی داشته باشه هیچ فکر کردی که آشتی و قهرم معنی پیدا می کنه ؟

تا بحال با خدا قهر کردی ؟

اگه نکردی که خوشا به سعادتت ...............

اما اگه قهر کردی چه جوری آشتی کردی ؟

 

برام بنویسی خوشحال میشم ......................

شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

خود کشی و قتل

با سلام امروز یه کتاب تموم کردم که تعریفشو خیلی شنیده بودم ....

میخوام بگم الحق که تعریفیه تونستین بخونین ......

روی ماه خداوند را ببوس ....... مصطفی مستور

 

قسمتی از کتاب و میخوام بیارم اینجا .......

از دوستان میخوام که حتما هدایتم کنند ......

 

امکان اقدام به قتل یا خودکشی زمانی بوجود میاد که فرد امکان گریز از وضعیت ناهنجار و دشواری را که در آن گرفتار شده است ناممکن بداند . موقعیت بحرانی میتواند معضلی باشد که شخص از حل آن ناتوان است یا گمان میکند که ناتوان است . در چنین شرایطی ذهن او برای رهایی از بحران و در واقع برای حل مسئله دو راه حل غیر طبیعی را ممکن است انتخاب کند .

در راه حل اول او میکوشد تا صورت مسئله را پاک کند. در این حالت اگر مانع انسانی وجود داشته باشد قتل صورت میگیرد .

در راه حل دوم ، سوژه بنا به دلایلی نمیتواند صورت مسئله را پاک کند.

در چنین موقعیتی او اقدام به محو کردن حل کننده مسئله میگیرد . در این وضعیت پدیده خود کشی رخ میدهد .

 

شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

راز راجا جاناک

 

 

راجا جاناک در یک کاخ زندگی میکرد ، اما هیچ چیزش را متعلق به خود نمی دانست. او یک تارک دنیای حقیقی بود . روزی یک مرتاض که به ظاهر ترک دنیا گفته بود و خرقه اخرایی تارکان را بر تن داشت ، نزد او آمد . مرد مرتاض با دیدن شکوه و جلال شاه با خود گفت : « چگونه ممکن است این مرد چنین غرق در تجملات شده و به خدا رسیده باشد .»

در همین هنگام صدای فریاد شنید « کاخ آتش گرفته » مرد مرتاض بی درنگ برای نجات خرقه پوست شیرش که تازه شسته و برای خشک شدن در حیاط کاخ بر طناب بود بیرون دوید .

http://i7.tinypic.com/61w05m9.jpg 

 

وقتی برگشت دید راجا جاناک در جای خود و بی اعتنا نسبت به همه چیز یافت .

مرتاض پرسید : مگر نشنیدید که کاخ آتش گرفته ؟ پس چرا خوری نشسته اید که گویا هیچ اتفاقی نیفتاده ؟

راجا جاناک به آرامی پاسخ داد : « آنچه به من تعلق دارد با من است و آتش نمی تواند آنرا بسوزاند »

عارف بزرگ آلمانی میستر اکهارت گفته :

آنکه از سه چیز رها باشد محبوب خداست : دارایی ، دوستان ، خویشتن !

 

جی.پی.واسوانی ....... در پناه او .......

جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

سگ با وفا

 

مـی گــویــنـد :

 

شـخـصـی بــه کــوهـی رفـتـه بــود و سـالـهـا مـشـغـول ریـاضـت و عـبـادت بــود

خــداونــد هـم روزی ِ او را هــر روز بـصـورت مــقـرری مـی رسـانــد

 

یکـوقـت بعـنـوان امـتـحـان ، خــداونــد یـک شـبـانـه روز بـه او چــیـزی نـرسـانــد

عـابـد نـاراحـت شـد و در صـدد بــر آمــد چــیـزی بـرای خـوردن پــیـدا کـنـد

 

بــه هـمـیـن جـهـت بـه چـادرهـایـی کـه در تـپـۀ مـجـاور بـود رفـت

و کـمـی از آنـهـا نـان گــرفـت و بـرگـشـت .

 

امــا سـگ صـاحـب چــادر او را تـعـقـیـب مـی کــرد و قـصـد حـمـلـه داشـت .

 

عــابــد هــرچــه بـه او نـهـیـب مـی زد فــایــده نــداشـت .

بـالاخــره عــاجــز شـد و گـفـت :

 

ای پـس فـطــرت مـگــر مـن بـجــز یـک تـکـه نـان از صـاحـب تـو گــرفـتـه ام ؟

 

سـگ بــزبــان آمــد و گـفـت :

 

پـس فـطــرت تــویــی .

 

مـن سـالـهـاسـت در خــانــۀ ایـن مــرد پـاسـبـانـی مـی دهــم

آیـا تـکـه نـان خـشـکـی یـا مـشـتـی اسـتـخـوان بــه مـن بــدهــد یـا نــدهــد

ولــی هــرگــز جـای دیـگــر نــرفـــتـم.

 

ولـی تـو یـک شـبـانـه روز ،  روزی ات را خــداونــد نــرسـانــد

 

آمــدی و از صـاحـب مـن کـه کـافــر اسـت نـان خــواسـتـی .

 

 

 http://caesar.blogfa.com/ منبع

جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

بیا کنارم ... ! www.iransong.com

آها...آره
احسان غیبی...بی بی بیباک...هه هه هه
بیا بیا

دلم و بگیر توی دستای خودت
دلم پر میگه همه میشه مال خودت

آره

بذار من و تو یه جوری کنار هم باشیم

-حتما

یه وقت نگی به من برو پی کار خودت
ببخشید خانم میشه من اینجا بشینم
یا که یه وقت دیگه شما رو تنها ببینم

من عاشق چشات شدم

-راست میگی؟

آره...

من عاشق نگات شدم
اخم نکن بذار خندت و ببینم
نذار به خیال خودم بگم نمیشی یارم
حتی شده توی رویا بیا بشین کنارم
بذار تا یه بار دیگه دست توی دستات بذارم
با هر کسی بشینم بگم من تو رو داارم

آره آره بگم من،من تو رو دارم
آره، من بیا، من تو رو دارم
من تو رو دارم،آره آره بیا حالا آها
من تو رو دارم

وقتی رامون دوره چشمک میزنی
وقتی میام جلو چرا تهمت میزنی

چرا؟

دست به دستم نمیدی منو رد می کنی
میگی با هر کی باشی تو زود دل میکنی ی

دلم و بگیر توی دستای خودت
دلم پر میگه همه میشه مال خودت

مال خودت

بذار من و تو یه جوری کنار هم باشیم

بیا بیا

یه وقت نگی به من برو پی کار خودت

دلم و بگیر توی دست خودت
دلم پر میگه همه میشه مال خودت
بذار من و تو یه جوری کنار هم باشیم
یه وقت نگی به من برو پی کار خودت

بذار .. بذار من و تو...آره...

می خوام بکارم دست توی دستت
چی میشه بدی به من قرض یه روز عکست
به من بگو اینجا هر کسی روی دستت
نشون میدی به من حلقه توو دستت
داری دروغ میگی که نامزد داری
حلقه انداختن نداره حتی واسه من کاری
اون روز میاد که نداری تو جز من یاری
میدی به همه ی دوستات پز چون منو داری
از من روو بر نگردون دیگه دس بردار
بدون که من نیستم از سر تو دس بردار
شمارمو میذارم روو میز پس بردار
زنگ بزن به موبایلم تو پس فردا
کم محلی نکن هست اینجا این دل غریب
آره عشقمی
دلبری
دلفریب

از همه سرتری
شرتری
برتری

مال من میشی بلاخره تو به هر طریق

دلم و بگیر توی دست خودت
دلم پر میگه همه میشه مال خودت
بذار من و تو یه جوری کنار هم باشیم
یه وقت نگی به من برو پی کار خودت

آره... برو

-برم؟

بیا

آها...تو میگی برو پی کار خودت
کار خودت
نمیرم وای میستم

خیلیا واسه من میمیرن
آرزوشونه دست منو بگیرن

-خوب برن

یا اینکه بیان و از نزدیک منو ببینند
کنار من شده یه ثانیه بشینن

اما کوچولو تو رو می خوام
چون تو
baby face ی
چه سرد و خشکی با من
خیلی بد جنسی
گوش کن اگه با ما به توافق برسی
شرط داره باید بکنی ارتودنسی

ببخشید میشه من اینجا بشینم
که یه وقت دیگه شما رو تنها ببینم
ببخشید خانم میشه من اینجا بشینم
یا که یه وقت دیگه شما رو تنها ببینم
من ، من عاشق چشات شدم
عاشق نگات شدم
اخم نکن بذار خندت و ببینم
وقتی رامون دوره چشمک میزنی
وقتی میام جلو چرا تهمت میزنی؟
دست به دستم نمیدی منو رد میکنی
میگی با هر کی باشی تو زود دل میکنی

آره آره

بگو ببینم

دارم بهت میگم واسه چی می خندی
ما که میزونیم واست واسه چی می خندی
وقتی رامون دوره چشمک میزنی
وقتی میام جلو چرا تهمت میزنی؟
دست به دستم نمیدی منو رد میکنی
میگی با هر کی باشی تو زود دل میکنی
میگی با هر کی باشی ، میگی با هر کی باشی
من با کی بودم مگه؟با کی بود مگه

بیا
آه آه
بیباک،احسان غیبی
ولشون کن بابا همشون مث همند
بیا بریم

-آخی

 

http://i3.tinypic.com/4uj2z6g.jpg

 

 

 

 

جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

آگهي دل

منبع :http://reyhanehrr.blogfa.com/

 

دلم را سپردم به بنگاه دنيا
و هي آگهي دادم اينجا و آنجا
و هر روز
براي دلم
مشتري آمد و رفت
و هي اين و آن
سرسري آمد و رفت

 


ولي هيچ کس واقعا
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسي قفل
قلب مرا وا نکرد


يکي گفت:
چرا اين اتاق
پر از
دود و آه
است
يکي گفت:
چه ديوارهايش
سياه
است
يکي گفت:
چرا
نور اينجا
کم
است
و آن ديگري گفت:
و انگار هر آجرش
فقط از
غم و غصه و ماتم است


و رفتند و بعدش
دلم ماند بي مشتري
ومن تازه آن وقت گفتم:
خدايا تو قلب مرا مي خري؟


و فرداي آن روز
خدا آمد و توي قلبم
نشست
و در را به روي همه
پشت خود بست


و من روي آن در نوشتم:
ببخشيد، ديگر
براي شما جا نداريم
از اين پس به جز
او

کسي را نداريم.

با تشکر از دوست عزيز نيما خليلي

چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

هميشه مواظب توپهاي گلف زندگيتان باشين

هميشه مواظب توپهاي گلف زندگيتان باشين

 

 

پروفسور مقابل کلاس فلسفه خود ايستاد و چند شی رو روی ميز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هيچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ سس مايونز رو برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.

بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟

و همه موافقت کردند.

سپس پروفسور ظرفي از سنگريزه برداشت و آنها رو به داخل شيشه ريخت و شيشه رو به آرامي تکان داد. سنگريزه ها در بين مناطق باز بين توپهاي گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجويان پرسيد که آيا ظرف پر است؟

 و باز همگي موافقت کردند.

بعد دوباره پروفسور ظرفي از ماسه را برداشت و داخل شيشه ريخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهاي خالي رو پر کردند. او يکبار ديگر از پرسيد که آيا ظرف پر است و دانشجويان يکصدا گفتند: "بله ".

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زير ميز برداشت و روي همه محتويات داخل شيشه خالي کرد. " در حقيقت دارم جاهاي خالي بين ماسه ها رو پر مي کنم!"

 همه دانشجويان خنديدند.

در حالي که صداي خنده فرو مي نشست، پروفسور گفت: " حالا من مي خوام که متوجه اين مطلب بشين که اين شيشه نمايي از زندگي شماست،

 توپهاي گلف مهمترين چيزها در زندگي شما هستندخدايتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتيتان، دوستانتان و مهمترين علايقتان- چيزهايي که اگر همه چيزهاي ديگر از بين بروند ولي اينها بمانند، باز زندگيتان پاي برجا خواهد بود.

سنگريزه ها ساير چيزهاي قابل اهميت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشينتان. ماسه ها هم ساير چيزها هستند- مسايل خيلي ساده. "

پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف بريزيد، ديگر جايي براي سنگريزه ها و توپهاي گلف باقي نمي مونه، درست عين زندگيتان. اگر شما همه زمان و انرژيتان رو روي چيزهاي ساده و پيش پاافتاده صرف کنين، ديگر جايي و زماني براي مسايلي که برايتان اهميت داره باقي نمي مونه. به چيزهايي که براي شاد بودنتان اهميت داره توجه زيادي کنين، با فرزندانتان بازي کنين، زماني رو براي چک آپ پزشکي بذارين. با دوستان و اطرافيانتان به بيرون برويد و با اونها خوش بگذرونين.

هميشه زمان براي تميز کردن خانه و تعمير خرابيها هست. هميشه در دسترس باشين.

اول مواظب توپهاي گلف باشين، چيزهايي که واقعاً برايتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنين. بقيه چيزها همون ماسه ها هستند. "

يکي از دانشجويان دستش را بلند کرد و پرسيد: پس دو فنجان قهوه چه معني داشتند؟

پروفسور لبخند زد و گفت : " خوشحالم که پرسيدي. اين فقط براي اين بود که به شما نشون بدم که مهم نيست که زندگيتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، هميشه در اون جايي براي دو فنجان قهوه براي صرف با يک دوست هست !

 

 

 

چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

من

 

من با عشق درون قلبم به اين روز درود خواهم گفت. چگونه؟

 ازين پس با عشق به همه چيز خواهم نگريست و دوباره متولد خواهم شد.

 به خورشيد عشق خواهم ورزيد چون او به استخوانهايم گرما مي بخشد، و هنوز عاشق بارانم که روحم را مي شويد.

 به نور عشق مي روزم که راه را نشانم مي دهد؛ و عاشق تاريکيم که ستاره ها را نمايان مي کند.

 به شادي خوشامد مي گويم که قلبم را وسعت ميبخشد و غم را تاب مياورم که جانم را مي گشايد.

 پاداش خود را سپاس ميگويم که حق من است

 و باز پذيراي موانع خواهم بود که تلاش من است.

                                                               osho           

 

دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

قدیما

 

امروز یه شعر بنویسم از شاهکار

 

شاهکار بینش پژوه :

 

قديما خونه ها کوچيک بودن، کوچه ها بن بست
امّا میدونستی که که برای عاشق شدن، هميشه اونجا يه نفر هست
حالا خونه ها بزرگن، کوچه ها، خيابونا خيلی عريضن
امّا افسوس دلا مرده، مردم شهر بزرگ همه مريضن

از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده

قديما کوچه ها تنگ بودن، حالا ولی دلان که تنگن
آدما با همديگه همش تو جنگن
بيشتره عشقای امروز عشق نه، مايه ی ننگن

از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده

نفسا تو سينه حبسه؛ آدم از همه میترسه
اعتمادی به کسی نيس؛ عشقی و همنفسی نيس
قلب زندگی شکسته ه ؛ نفسا، نفسا تو سينه حبسه

از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده،

 

 

هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده

 

 

http://i16.tinypic.com/2mq9nkj.jpg

دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

خدا

 

این شعرو تو یه وبلاگ خوندمو ازش خوشم اومد منبع یادم نی ....

سلام خدا من اومدم

  تنهاي تنها اومدم

 سلام خدا عاشقتم

   محتاج اون کمکتم

 

اره خداکارم گيره

  گيره محبت دل

  اره خدا باز تک سفرم

   يه عابره بي همسفرم

 

عاشق شدم به رنگ ماه

 به يه عادم بي پناه

 به يه فرشته ي خدا

 به يه کبوتر شکسته بال

 

اره خدا پناهش دادم

 از وجودم بهش دادم

اره خدا بزرگ شدش

 يه فرشته قشنگ شدش

 

ولي خدا رسمش نبود

بي فايي حقم نبود

اره خدا تنهام گذاشت

 قفس واسم يادگار گذاشت

 

ولي خدا باز اومدم ازت بخوام

فرشتمو تنها نذار

 توبازي سخت روزگار

 اونو ناميد نذار

 

یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

هفته اول

 

سلام

همه ما راحت حرف میزنیم اما نوشتن چیز دیگس ...

نوشتن خوبه چون رد پای عبوره . فردا که برگردی و نوشته هاتو میخونی می فهمی چطور قد کشیدی .....

تا حالا شده برا خدا نامه بنویسی؟

سعی کن بنویسی منم سعی میکنم بنویسم ....

 

 

هفتـــــــه اول :

 

خدایا ! من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت میشه . همانی که وقتی دلش میگیره و بغضش میترکه ، میاد سراغت . من همانیم که همیشه دعاهای عجیب و غریب میکنه و چشاشو میبنده و میگه " من این حرفا حالیم نی باید دعامو مستجاب کنی "

...................... کتاب نامه های خط خطی ، عرفان نظر آهاری ....................

 

توصیه میکنم بخونینش بسیار روان و موثر هست .......

 

بیا سعی کنیم چیزی برا خدا بنویسیم ......

 

خدایا ممنونم که امروز از خواب پا شدم

خدایا ممنونم که امروز سیر شدم

خذا یا کمکم کن که به مردمت کمک کنم

آرزوی خلقت و اگه لایقیم به دست ما محقق کن .....

 

 

                                                                        آمیــــــــن

                                                                          هدایتم کنید

 

شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

فلاسفه

بنام خداوند بخشنده مهربان

 

 

 

 امام خمینی :

 

در این دوران ثروت فراهم نشود جز با پنج چیز :

 

1-                     آرزوی دراز

2-                      حرص فراوان

3-                     بخل شدید

4-                     کمی تقوا

5-                     فراموشی آخرت

 

 

انو شیروان :

 

1-                       آنکه پسر ندارد نور چشم ندارد .

2-                      هر که برادر ندارد بازو ندارد .

3-                     کسی که ازدواج نکند لذتی نبرد .

4-                     هر که مالی ندارد مقامی ندارد .

5-                     هر کدام که هیچیک از اینها را ندارد غصه ای  ندارد .

 

کسری :

 

آنکه بتواند از پنج چیز بپرهیزد رائش  هیچ عیب و خللی ندارد .

 

حرص ، آرزو ، خودپسندی ، هواپرستی ، سستی

 

زیرا حرص حیا را میبرد .

 خود پسندی مایه دشمنی است .

هوا پرستی رسوایی آورد .

سستی باعث پشیمانی است .

 

فیلسوف مصری :

 

نشانه جهنمیانۣۣ پنج چیز است .

 

1-                       بد اخلاقیۣ

2-                      دل سختیۣ

3-                      گناهکاریۣ

4-                     زبانۣ خشنۣ

5-                     رویۣ در هم کشیدنۣۣ

 

 

نشۣانه بهشتیان پنج چیز است .

 

1-                        روی نیکو

2-                      خوی خوش

3-                     احسان به خویشان

4-                     زبان نرم

5-                     دوری از گناه

 

 

 

سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

دعا

 
برای استفاده از لیست زیر می تونین به آدرس :
 
 
 
رفته و لذت ببرید .....
 
 
اقسام دعا

   دعاچيست وچند قسم داريم
   شرايط استجابت وقبولي دعا
   شرح دعاي معراج
   دعاي معراج
   دعاي اداي حق ائمه اطهار
   دعاي فرج
   دعاي حضرت مهدي (عج )
   دعاي ديدن امام زمان (عج )
   دعاي وضو
   دعاهنگام شروع نماز
   دعاي قبل از تكبيره الاحرام
   دعاي قبل از خواندن حمد در ركعت اول
   دعا بعد از تمام شدن حمد
   دعا بعد از تمام شدن سوره توحيد
   دعا بعد ازبرخواستن از ركوع
   صلوات در ركوع وسجود
   دعا در حال برخواستن براي ركعت بعد
   دعا بعداز تمام شدن تشهد
   دعابين دو سجده وتسبيحات اربعه
   دعا بعداز سلام نماز
   دعاهاي صبحگاهان
   دعاي پاك شدن از گناهان بعداز هر نماز
   آمرزش گناهان بااين دعابعدازهرنماز
   اين دعارا در صبح وشام ترك نكنيد
   دعاي بعد از نمازعصر
   با اين دعا هر صبح به خدا پناه ببريد
   دعاي رفع عذاب قبر
   اين دعارا براي رفع ابليس حتما بخوانيد
   با اين دعا بديهارا دور كنيد
   دعاي برآمدن حاجت
   دعاي رسيدن به خواسته
   دعاي طول عمر
   دعاي اداي قرض
   دعاي ختم بخيرشدن
   دعاي رفع تنگدستي وبيماري
   دعاي رفع فقروتنگدستي
   دعاجهت تقويت حافظه
   دعاي زيادشدن رزق و روزي
   دعاي رفع از غم واندوه
   دعاي رفع ترس
   دعاي پيامبر هنگام خوابيدن وبيدارشدن
   دعا براي كسي كه در خواب مي ترسد
   دعايي كه بعداز خواب پريشان بايد خواند
   دعاي سريع الاجابه ازاميرالمومنين(ع)
   دعاي سريع الاجابه ازامام موسي كاظم (ع)
   دعاي دوري از گناهان
   دعاي آمرزيده شدن در هنگام مرگ
   دعاي پيامبر در هنگام غذا خوردن
   دعا در موقع خوردن غذاهايي كه ضرر دارند
   دعايي كه هنگام سفر بايد خواند
   دعا براي رفع خيالات فاسده ووساوس شيطان
   دعا در وقت غضب
   دعايي كه براي رفع غضب ديگران بايد خواند
   دعاي رفع گرفتاريها
   دعاي ايمني از بلاها
   دعاي نجات از زندان
   دعا به جهت رونق گرفتن كار
   آيه به جهت محبت ودوستي
   دعاي بيرون رفتن از منزل
   دعايي كه هنگام ملاقات بيمار بايد خواند
   دعاي شكر در هنگام ديدن مريض
   دعاي جامع درمان
   دعاي رفع بيماري
   درمان شقاوت با دعا
   دعاي تسكين درد
   دعاي درمان بيماريها
   دعاي چشم زخم
   دعاي محفوظ ماندن مال  واولاد

سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

اعجاز

اعجازعلمی قرآن يگانه عامل افزايش

تازه مسلمانان

دبير كل هيئت جهانی اعجاز قرآن كريم، اعجاز علمی قرآن را يگانه عامل افزايش تازه مسلمانان به دين اسلام عنوان كرد. به گزارش خبر گزاری قرآنی ايران(ايكنا)، به نقل از پايگاه طلاع‌رسانی «المحيط »، دكتر «عبدالله بن عبد العزيز»، با اعلام اين مطلب گفت:

در راستای حكومت علم بر جهان؛ امروز اعجاز علمی قرآن به عنوان يكی از وجوه بی‌مناقشه اين كتاب مقدس، عاملی مطمئن به منظور روی آوردن غير مسلمانان به دين اسلام به‌شمار می‌آيد.

وی افزود: بسياری از تازه مسلمانان با پ‍ژوهش درمتون قرآن و دريافت اعجاز علمی قرآن به اسلام گرويده‌اند.
بن عبد العزيز تاكيد كرد: مسلمانان ساير نقاط جهان نيز بايد با ياری جستن از جنبه‌های اعجازعلمی قرآن، به جذب غير مسلمانان به دين مبين اسلام اقدام كنند.

وی تصريح كرد: «چه بسيار نشانه‌های خداوند بر روی زمين كه قرآن پيش از هر كشفی از آنها خبر داده است و اين بهترين راه برای اثبات سنديت قرآن كريم است».
عبد الله بن عبد العزيز در پايان اظهار كرد: چه بسا تدبر مسلمانان در اعجاز قرآن كريم به افزايش يقين آنان نيز خواهد انجاميد.

ايكنا            http://www.rahyaftegan.com/asp/index.asp?Link=Des.asp&Code=118&OnvanID=6   

 

سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

قرآن

http://i19.tinypic.com/4zurg45.jpg

آنگاه که تنها شدي و در جست و جوي يک تکيه گاه مطمئن هستي، بر من توکل نما.

(نمل/79) 

 

آنگاه که نوميدي بر جانت پنجه افکنده و رها نمي شوي، به من اميدوار باش.

( زمر/53)

آنگاه که دوست داري به آرزوهايت برسي، به درگاهم دعا کن تا اجابت نمايم.

(غافر/60)

آنگاه که دوست داري کسي همواره به يادت باشد، به ياد من باش که من همواره به ياد تو هستم

( بقره/152)

آنگاه که روحت تشنه نيايش و راز و نياز است، آهسته مرا بخوان.

( اعراف/55) 

 

دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

گفتگو با خدا

گفتگو با خدا

 http://i16.tinypic.com/6be352r.jpg

http://i16.tinypic.com/6be352r.jpg

خدا از من پرسيد: دوست داري با من مصاحبه كني؟
پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشيد.
خدا لبخندي زد و پاسخ داد:
زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟
من سؤال كردم: چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي‌كند؟
خدا جواب داد....
اينكه از دوران كودكي خود خسته مي‌شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند.
اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي‌دهند و سپس پول خود را خرج مي‌كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند.
اينكه با نگراني به آينده فكر مي‌كنند و حال خود را فراموش مي‌كنند به گونه‌اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي‌كنند.
اينكه به گونه‌اي زندگي مي‌كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه‌اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته‌اند.
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت....
سپس من سؤال كردم:
به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟
خدا پاسخ داد:
اينكه ياد بگيرند نمي‌توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي‌توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند.
اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند.
اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند.
اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي‌برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند.
ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين‌ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است.
اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي‌دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند.
اينكه ياد بگيرند دو نفر مي‌توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند.
اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند.
باافتادگي خطاب به خدا گفتم:
از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم
و افزودم: چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟
خدا لبخندي زد و گفت...

منبع : http://www.alida-niko.blogfa.com

دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

برمه

اين تصوير يک صخره در برمه است.اين عکس فقط در يک روز خاص از سال ميتواند گرفته شود.در اين روز اشعه خورشيد با زاويه خاصي بر اين صخره مي تابد :



چيزي متوجه شديد؟دوباره نگاه کنيد:



اگر هنوز اعجاز اين تصوير را درک نکرده ايد تصوير را بچرخانيد:

ديدنيست ....

 

یکشنبه دوم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

خدا ....

 

http://i15.tinypic.com/2yjzyvk.jpg

http://i15.tinypic.com/2yjzyvk.jpg

« اگر آنچه من می گویم در زندگی تو تبدیل به واقعیت شود ، چه کسی اهمیت میده که آیا تو واژه های مرا به یاد سپردهای یا نه ؟

درستش این است که تو این واژه ها را به یاد نسپاری . به یاد سپاری واژه خود نوعی مانع است . بگذار تا فقط معنای ناب آنها در عمق وجودت رخنه کند – جایی که هیچ واژه ای به آنجا   نمی رسد ، جایی که فقط می توانند وارد شوند . »

                                                   « اشــــو »

 http://i11.tinypic.com/350wbvp.jpg

همه از خداییم ، هیچ راه دیگری جز این وجود ندارد . ما در خدا متولد میشویم ، در خدا ما میریم . انرژی ما انرژی خداست . خدا ، نام همان انرژی کلی هستی است .

خدا به این معنا ست که هستی بیش از آن که در ظاهر به نظر می رسد . بیش از آن است که علم تا بحال شناخته . دینداری ، همان جستجوی این « بیش » ، این کیفیت فراگیر و راز آلود است. از این روست که همه از آن خداییم. اما تنها عده ای اندک  از این حقیقت آگاهند .

اگر تو خود از این حقیقت آگاه شوی – نه به این سبب که من می گویم یا بودا  یا مسیح می گویند ، بلکه به این سبب  که خود تو آن را احساس میکنی – دگرگون می شوی . آنگاه تمام اسرار بر تو آگاه می شوند. زندگی به نور و نشاط و شادمانی و خیر و برکت تبدیل می شود .

 

 

                                                    « اشــــــو »

 

یکشنبه دوم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

راه سعادت ...

http://i15.tinypic.com/4c3iuxi.jpg

http://i15.tinypic.com/4c3iuxi.jpg

آرنولد توین بی :        مورخ

 

انسان با پیشرفت تمدن صنعتی به مزایا ی بسیاری دست یافته اما ، بهای سنگینی پرداخته است و این بهـــا آرامش ذهن بوده است .

 

راه های سعادت .........

 

1-    از هر چه کشنده شادیست دوری کنید . نفرت و کینه عوامل کشنده سعادتند.

2-    به امور منفی فکر نکنید و در مورد آنها صحبت نکنید .

3-    قلب خود را از عشق لبریز کنید . عشق به خدا ، همنوع ، حیوانات ، ....

4-    هیچگاه حتی یک لحظه بیکار نباشید .

 

ویلیام کاوپر :

 کار نکردن استراحت نیست ذهن بیکار ذهنی آشفته است .

استراحت کردن نوعی هنر است آن را بیاموزید.

 

5-    خوبیهای دیگران را ببینید و از بدیهاشان بگذرید.

6-    همه چیز را به بهترین شکل انجام دهید، برای خدا باشد نه پاداش دنیوی.

7-    برده نباشید، اجازه ندهید چیز هایی که میتوانید بر آنها مسلط شوید بر شما مسلط شوند.

8-    همه چیز را رها کرده و به بازوی بلند خداوند بسپارید .

 

 

دریا بی کران است و زورق من کوچک به

 

« تـــو » توکل میکنم که همه کس را

 

حمایت می کنی .

 

                         

شنبه یکم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

دعا

http://i17.tinypic.com/2v84tib.jpg

پیشنهادات زیر در مورد دعا کردن موثر است :

 

1-   هر روز مدتی را به سکوت بگذرانید ، جسمتان را آسوده کنید .

2-   با خداوند صحبت کنید .

زبانی که خدا دوست دارد زبان دل است.

3-   بسیاری از مردم فکر می کنند چون خیلی گناه کارند نمی توانند به خدا نزدیک شوند، اما خدا مانند مادران با مهربانی گناهان را می بخشد .

4-   دوباره و دوباره با خدا سخن بگویید .

5-   وقتی که هنگام دعا چیزی را تقاضا می کنید ، فراموش نکنید که ممکن است چیزهایی که می خواهید برایتان خوب نباشد .

 

دعا کنید : خــدایا ! باشد که خواست تو و نه خواست من تحقق پذیرد .

 

چهار جواب خدا به دعاهای ما ...!

نخستین پاسخ مثبت است. اما گاهی « نـه » می گوید .

سومین جواب « منتظــر باش » یعنی در آینده به تو میرسد.

و آخرین جواب خداوند « اما چیز بهتری برایت هست » میباشد.

 

جین اینگلـو :

من به اندازه کافی عمر کردهام که خدا را برای اجابت نکردن بسیاری از دعاهایم شکـر کنـم ...!

 

دعای معروف افلاطون :

خدای خدایان ! مرا آن اندازه نیکی ده که دیگر تقاضا نکنم ، مرا از پلیدی دور مگه دار حتی اگر تقاضا کنم ....

 

6-   اگر عزبزانتان از شما دورند نگران نبوده آنها را به آغوش پر مهر خداوند بسپارید .

7-   هر روز برای کسانی که شما را اذیت کرده اند دعا کنید زیرا نفرت و بدخواهی موانعی بزرگی در راه دعا هستند .

8-   به خدا دعا کنید  تا از شما برای اجابت دعاهای دیگران استفاده کند .

 

بیایید دوباره دعا کنیم ، بی وقفه دعا کنیم  ، دعا سلامت روح و نیروی زندگیست .

اگر یک روز دعا نکنیم چیزی عظیم از دست داده ایم ، اما اگر یک هفته دعا نکنیم ، ضعیف می شویم

شنبه یکم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 

بدون شرح

 

http://i15.tinypic.com/2qwh91f.gif

http://i11.tinypic.com/4ie0sxu.gif

شنبه یکم اردیبهشت 1386  توسط سید  |

 


خدا در محیط استبداد پرستیده نمی شود.
استبداد از کفر هم بدتر است (مهندس مهدی بازرگان)




سلام



سید حسین هوشیار

ساكن خاك پاك بندر انزلي


در هجدهمين روز برج اسد از سال شصت و يك
بدنيا آمدم

مدتي از خداي خودم دور بودم

الآن در حال نزديك شدنم
گاهي خوب نزديك ميشم
و گاهي حس ميكنم دارم دور ميشم

اينجا براي اينه كه بتونم نزديك بمونم
يادم نره
فراموش نكنم

از تاريخ 22/3/88
روشن بين تر شدم و كاملا بين دين و خدا فاصله ميبينم

اكثر كساني كه ديندارند و ادعا دارند از خداجويي اثري ندارند

ما مسلمان زاده ايم و شكي نيست
برگشت نداريم به دليل اجبار و ارتداد

چه دين خوبيه كه ميگه لا اكراه في دين
اما نميتونه يه جوون وقتي 20 سالش شد
بره مسيحي بشه
اگر خواست مسيحي بشه خونش حلال ميشه

بگذريم

من تنها از مسلماني اعمال آن و نامي كه از پدران مانده را
بدوش ميكشم

من خدا جو هستم و تا جايي كه سعي دارم
به دنبال نزديك شدن به رب خود
خداي خود
عشق خودمم

اميد وارم لايق اين خدا باشم

اگر به وبلاگ من مياين
پاك بياين
اگر وبتان ميام
چه پسر چه دختر
زن هستيد يا مطلقه
بزرگ و كوچك و پير و جوان

براي من عزيز بوده و بنده اي از
بندگان عزيز خدا هستيد

نه چشمم ناپاكه
نه ذهنم هوس باز

اگر زماني بود هم كه زياد يادم نيست
درمان شدم


دوست ندارم دلي بشكنه
پس دلي نبنديم


---------------------------

خوشحالم وبلاگ من اومدي و نظر ميزاري

اميد وارم هميشه در پناه خداوند

موفق و شاد و

_____________________
ll سبـــــــــــــــــــــز باشيد ll
------------------------------------
انشاالله

يا حق

lvlasimo_baldinii@yahoo.com

 

خداوند
دعا
خود سازی
اعتماد به نفس
عکس
قرآن
شعر
بیو گرافی نویسنده
مناسبت
عرفان نظر آهاری
جی پی واسوانی
مصطفی مستور
فلورانس اسکاول شین
وین دایر
کاترین پاندر
اشــــو
متفرقه

 

 

وبلاگ شخصی یه من ... !
گل يخ
كابوك
مي ناب
ققنـــوس
تمناي وصال
پشت كاجستان
تنهایی های من
مهربانــــو
جادوگــــر طلايي
نامه های حوا
روشن تر از آفتاب
Cold Silence
صبا صالحـــــــي
خنده هامو خط نزن...
تنها ماه مي داند و رود
"برای تازه شدن دیر نیست
یه روزی . یه جایی . یه کسی
بــــانـــوی قـــدیـــس
همه چیز با خدا ممکن می شود
چـــنـد تا حــــــــــــرف د ل
عشـــق یعنی انتظار...
ناز بالا
ما عادت داریم... یادت نیست میوه ممنوع؟
گروه رسیدگی منطقه سیروس جمعیت امام علی (ع)
نوشته های یک زن سیگاری
زنان خوب به آسمان ميروند
کتب اینترنتی نوشته شده توسط فرزانه شیدا
بعد سوم آرمان نامه ارد بزرگ

 

 

 

 

RSS 2.0
Blog Skin