تبليغاتX
خداوند کجا نیست ... ؟
خداوند کجا نیست ... ؟

...اگر آمدي ردي از خود بگذار اي دوست ... لطفا با آدرس ...


شدن

خدايا !

در تو آميخته ام

تو در مني

و من در توام

ديگر از تو جدا نيستم

        چرا كه در تو غرقه ام 

 جي پي واسواني







تمركز بازندگان هميشه بر غير ممكنهاست .


اما آنكه مثبت مي انديشد به (( شدن  ))  فكر ميكند


و با تمركز بر  " شدن " هاست كه چيزي را به واقعيت بدل ميكند ...

سه شنبه نوزدهم آبان 1388  توسط سید  |

 

به ترديدهايتان ترديد كنيد

وقتي به تصميمي كه گرفتهايد پايبند باقي ميمانيد

در واقع نشان ميدهيد كه كار درستي كرده ايد

كساني كه پيوسته تغيير راي ميدهند

هرگز در شمار موفق ها قرار نميگيرند


نوسان داشتن نشانه ترديد و دودلي است

ترديد در هرجايي كه وجود داشته باشد شكست را ترسيم ميكند

در نتيجه موفقيت بستگي به دوعامل اساسي دارد


1 - گرفتن تصميمات روشن و مشخص

2 - پايبندي به تصميمات گرفته شده و اقدام براي اجراي آنها .



مارك فيشر

دوشنبه سیزدهم مهر 1388  توسط سید  |

 

شما .....!

يك رهنمود عالي و بينقص براي خود كشي


اگر ميخواهيد خود را عصبي كنيد سعي كنيد بفهميد ديگران ميخواهند شما چگونه باشيد


و آنگاه همان شويد ... :)





ما براي

آموختن

رشد كردن

بزرگ شدن

دوست داشتن

خلق كردن

لذت بردن

و ديدن زيبايي ها

متولد شديم

مــــا براي كامـــــــل بودن

متــولــــــــــــــد

نشده ايـــــــــم ...


سوزان جفرز




دوستان مدتيست به هر وب ميروم به سختي شماره يا اين كد مربوط به پست ظاهر ميشه

اگر تاخير دارم يا كم سر ميزنم عذر خواهي ميكنم

پاينده باشيد

يا حق

شنبه چهارم مهر 1388  توسط سید  |

 

برای دریافت باید داد ...

اگر چیزی را میخواهی

 

آنرا ببخش !

 

احمقانه بنظر میرسد .

 اینطور نیست؟

اما حقیقت این است

که برای بدست آوردن هر چیز ٬

باید بخشی از آنرا ببخشیم .

 

کشاورزی که دانه های بیشتر میخواهد

 باید بخشی از دانه های خود را به زمین ببخشد .

 

وقتی لبخند کسی را میخواهید باید لبخند خود را ارزانی کنید .

 

 

 

اگر عشق میخواهید

باید عشـــق بورزید

اگر کمک دیگران را میخواهید

باید به آنها کمک کنید

اگر میخواهید مشت بخورید

باید به دیگران مشت بزنید

 

 

 

 

 

و اگر میخواهید

 مردم به شما پول بدهند

بخشی از پولتان را

به دیگران بدهید .

 

 

آندره متیوس

سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  توسط سید  |

 

دنیا آینه وجود ماست ...

 

 

اگر دنیا آینه ماست

هر آنچه در آن میبینیم

به نوعی انعکاس چیزی در ماست

ما ناگزیریم مسئولیتش را بپذیریم

و اگر میخواهیم دنیای ما تغییر کند

آنرا در  درون خودمان تغییر  دهیم

از اینرو زمانی که به دنیا نگاه میکنیم

و شاهد فقر ٬ درد٬ خشونت و اغتشاش هستیم

باید به خود بگوییم :

فقر ٬ درد ٬ خشونت و اغتشاش درون من چیست که منعکس میشود؟

میدانم که دنیا آینه من است

به عبارت دیگر ٬ آفریده من است

اگر چیزهایی را که میبینیم در من وجود نداشتند

سپس نمیتوانستند در دنیای من وجود داشته باشند

 

                                                                          شاکتی گواین

سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388  توسط سید  |

 

اعجاز انگيز

دوست دارم هرچند مختصر هم شده در هر لحظه اي كه اين مطلب رو ميخونيد


طي 24 ساعت گذشته اتفاق خوب و مثبت و خوش آيندي كه برايتان افتاده  را برايم بنويسيد


ممنون


بقول نسيم بانو نه میدانم کیست، نه میخواهم که بدانم اما اگر حوصله اتان گرفت بخوانید و دعایش کنید ....

چهارشنبه هجدهم شهریور 1388  توسط سید  |

 

جملاتی واقعا مثبت

معیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم> >>>>>>>>>>>>         انتونی رابینز

اجازه نده ترس تو را فلج سازد>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>         مارک فیشر

افرادی که از ریسک کردن میترسند به جایی نمیرسند>>>>>>>>>>>>>>>           مارک فیشر

منشا همه بیماریها در فکر است>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>           ژوزف مورفی

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است>>>>>>> >>>>           انتونی رابینز

چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد>>>>>>>>>>            ژوزف مورفی

افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط ازارشان دهد>>>>>>>>>>>             مارک فیشر

افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند>          مارک فیشر

اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>             انتونی رابیتز

هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز میشوند.            مارک فیشر

وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به ما دست میدهد. >>>>             انتونی رابینز

ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم.  ژوزف مورفی

هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کند.>>>         ژوزف مورفی

قانون زندگی , قانون باور است.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>          ژوزف مورفی

اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل میدهد>>>>>>>>>>>>>>          انتونی رابینز

با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز میکنید.>>>>>>>>>>>>>>>>           انتونی رابینز

برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی سپس با اشتیاق شروع کنی.>>>          مارک فیشر

اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید.>>>>>>>>>>>>>>>         مارک فیشر

نبوغ در سادگی نهفته است>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>        مونزارت

این روشنی هدف است که به شما نیرو میبخشد>>>>>>>>>>>>>>>>>>>       انتونی رابینز

در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه موجود است>>>>>>>>>>>>        انتونی رابینز

تمام کسانی که ثروتمند شده اند باور داشته اند که میتوانند ثروتمند شوند.>>>>        مارک فیشر

باور به طور خود بخود به اجرا در میاید>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>       ژوزف مورفی

نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد نمیشود.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>     انتونی رابینز

به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید>>>>>>     ژوزف مورفی

ترس باعث میشود تا بسیاری از مردم به رویاهایشان نرسند.>>>>>>>>>>>>      مارک فیشر

زندگی دقیقا به ما ان چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم>>>>>>>>>>>>>>      مارک فیشر

نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند حال و اینده ما را تباه کنند  >>>      انتونی رابینز

آرزوهی هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او میشود>>>>>>>>>>>> >     هراکلیتوس

اندیشه هایتان را عوض کنید تا سرنوشتتان عوض شود.>>>>>>>>>>>>>>>      ژوزف مورفی

زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از انچه تصورش را میکنید به ما بدهد.>>>>>>      مارک فیشر

تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند.>>>>      مارک فیشر

ضمیر باطن شما سازنده بدن شماست و میتواند شما را درمان کند.>>>>>>>>>>     ژوزف مورفی

 

 

پنجشنبه پنجم شهریور 1388  توسط سید  |

 

سالک مبارز ...

 

 

سالک مبارز با عمل کردن زندگی می کند و نه با فکر کردن

دربارۀ آن یا با فکر کردن دربارۀ چیزی که پس از انجام دادن

عمل به آن فکر خواهد کرد

 

 

سالک مبارز وقتی امور روشن نباشد، به مرگ خویش

می اندیشد. فکر به مرگ تنها چیزی است که روح ما را اعتدال

می بخشد.

 

 Doug and Jimmy with swords.

 

آدم معمولی یا فاتح است و یا مغلوب، بسته به این امر یا

ستمگر یا ستمکش می شود. این دو وضع تا زمانی که

شخص ((نبیند))، حالتی رایج است. ((دیدن))، تصور فتح یا شکست و

یا رنج را نابود می کند.

 

 

ما بشر هستیم و تقدیرمان آموختن و پرتاب شدن به دنیاهایی

تازه و تصور ناپذیر است. سالک مبارزی که انرژی را ((می بیند))،

می داند که در چشم انداز ما دنیاهای تازه را پایانی نیست.

http://reikipro.com/post/category/20/page/10

 

 


 

 

 

کارلوس کاستاندا (۲۵ دسامبر ۱۹۲۵ پرو- ۱۹۹۸) نویسنده پرطرفدار آمریکایی کتاب‌های شمن‌باوری بود.

دوازده کتاب وی که به ۱۷ زبان ترجمه گردیده و ۸ میلیون نسخه فروش داشته‌اند باعث ایجاد جنجال و توجه فراوان در میان علاقمندان به فلسفه و مردم شناسی گردیده‌اند. وی در بخش اول این کتب تجربیات خود را در ملاقات با فردی بنام دون خوان بازگو می‌کند. دن‌خوان يك سرخپوست مسن جنوبي است كه در زمينه تصوف از نوع سرخپوستي به مقام استادي دست پيدا كرده است. تجربيات كاستاندا مشتمل بر اتفاقاتي است كه خود آن‌ها را واقعيات غيرعادي مي‌نامد. بخش دوم كتاب او شامل جمع‌بندي و تحليل او از اين وقايع است. كاستاندا يك محقق مردم شناس است و در ابتداي كار مانند بسياري از انسانهاي عادي كه وقايع متافيزيكي را تجربه نكرده‌اند، در زمان مواجه شدن با اين وقايع دچار نوعي حالات سردرگمي و در عين حال اعتماد مي‌گردد. سوالات و پاسخ‌هاي ردوبدل شده بين او و دن‌خوان مويد اين حالات مي‌باشد. او پس از سه سال تعليم درمي‌يابد وقايعي كه در زمان خلسه بر او مي‌گذرد ريشه‌اي خارج از ذهن او دارد . كاستاندا پس از حدود پنج سال تعليم در مواجه شدن با آخرين تجربه خود در اين زمينه دچار ترس و وحشتي حاد مي‌گردد. ترس كاستاندا از مواجهه با اين واقعه او را از ادامه پيمودن مسير به سوي مقامي كه دن‌خوان آن را مقام مرد دانا مي‌نامد باز مي‌دارد. او خود علت سر باز زدن از ادامه تعليمات را شكست از ترس عنوان می‌کند.

 

 

 

شنبه دهم مرداد 1388  توسط سید  |

 

قابل توجه ...

به دلیل احترام به حقوق برخی از دوستان

کما فی السابق

به روز مرگیهای معمول خود ادامه میدهم ...

:)      برایم دعا کنید تا به آرامش برسم ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

در زمان های قدیم، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد

 و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را جایی مخفی کرد.

 بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند.
بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد.

حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و...

با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط راه برنمی داشت.

نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد.

 بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و ان را کناری قرار داد.

ناگهان کیسه ای را دید که وسط جاده و زیر تخته سنگ قرار داده شده بود.

 کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد.


پادشاه در آن یادداشت نوشته بود:


" هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد."

 


شنبه بیست و هفتم تیر 1388  توسط سید  |

 

مديتيشن


مديتيشن يکى از درمانهاى پيشرفته امروزى بشمار مى رود که مى تواند بطور وسيعى تحت عنوان "طب فکرى بدني" طبقه بندى گردد .

بسيارى از پزشکان مديتيشن را به عنوان يک روش درمانى جهت پايين آورندن فشار خون و تنفس بهتر مبتلايان به آسم و آرامش بيشتر در اضطراب هاى روزانه توصيه مى کنند . در بعضى موارد مديتيشن به منظور يك روش درمانى مكمل در كنار ساير درمانها به بيمار توصيه مى شود.

استفاده از مديتيشن براى درمان چيز جديدى نيست. بهبودى بوسيله اين روش از دير باز در فرهنگهاى قديم و در سراسر جهان وجود داشته و در اديان مختلف به آن اشاره شده است. در حقيقت بطور عملى بسيارى از گروههاى مذهبى مديتيشن را در صورتهاى مختلفى به اجرا در مى آورند و ارزش آن در کاهش درد و افزايش بهبودى سلامت انسان از ساليان گذشته امرى کاملاً اثبات شده مى باشد .

امروزه از اضطراب بعنوان شايعترين اختلال روانپزشکى نام برده مى شود و براى بر طرف كردن آن و استرس هايش ، از تکنيکها و روشهاى مختلف داروئى و غير داروئى استفاده مى نمايند .

يکى از اين روشهاى درمانى مفيد و رايج براى مشكل اضطراب ، مديتيشن است . بطور کلى مراقبه منظم و مداوم حتى اگر تنها چند دقيقه در هر روز انجام شود ، از نظر کاهش تنش ، چهار نتيجه اساسى و حياتى در پى دارد :

• فرايند توجه کردن را بهبودى مى بخشد .
• مهار انسان را در پردازش افکار خود افزايش مى دهد .
• توانايى كنترل هيجانات افزايش مى يابد .

• به تنش زدايى بدن کمک مى کند .




http://www.ravanyar.com/Meditation.asp


چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388  توسط سید  |

 

حافظ

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست زاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعل گفت​وگوهاست در این راه که جان بگدازد پارسایی و سلامت هوسم بود ولی گفتم از گوی فلک صورت حالی پرسم گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا                  
که چنان ز او شده​ام بی سر و سامان که مپرس که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس زحمتی می​کشم از مردم نادان که مپرس دل و دین می​برد از دست بدان سان که مپرس هر کسی عربده​ای این که مبین آن که مپرس شیوه​ای می​کند آن نرگس فتان که مپرس گفت آن می​کشم اندر خم چوگان که مپرس حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس

یکشنبه بیست و یکم تیر 1388  توسط سید  |

 

چقدر گرفته دلم .....




معبودم !

به حريم من بيا .

قلب من شعله ور است

                                                                                         و تنم بر آتش


روح من آرزومند ديدار توست


پنجشنبه هجدهم تیر 1388  توسط سید  |

 

سكوت طلاست ...

کلمه های تو قسمتی از بذرهایی است که در باغ جاودانه ات می کاری ، ببین چه می کاری زیرا غذای زندگی تو از همان تهیه می شود که کاشته ای ، بهترین ها را به کار پس بهترین ها نصیب تو خواهد شد .

 ممنون ريحانه خانوم

کلام تو عصای معجزه گر توست

پس مراقب کلامت باش

 

مراقب افکارت باش.

 

حتی به شوخی هم نباید از کلمات منفی استفاده کرد چون ذهن نیمه هشیار اصلا حس شوخ طبعی ندارد .

 

 

 

امروز روز خوبی است . از آسمان بر من طلا می بارد .

 

من هر روز موفقیت را تجربه می کنم .

هم اکنون به لطف الهی همه چیز و همه کس توانگرم می سازد

 

چون در پناه نور خدا هستم همه چیز برایم عالی است .

 

من هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر می شوم.

 

من همیشه برنده هستم .

 

یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  توسط سید  |

 

گفتگو با خدا ...



ما به این سیاره آمده ایم تا به کمک روح خود چیزی خلق کنیم نه اینکه به کمک جسم خود چیزی پدید آوریم.

جسم صرفاً و فقط وسیله و ابزار روح است. بنابراین روح در جستجوی خداوند، راه بلندی را در پیش دارد. روح ما را به فرصتهای درست وکاملی سوق می دهد تا آن چه را که تصمیم داشتیم تجربه کنیم،دقیقاً تجربه کنیم.

جسم و ذهن با هم،نبایداقدامی برای کنترل روح انجام دهند،چون روح کوچکترین نیازی به آنها ندارد. بنابراین روح،جسم وذهن را آزاد می گذارد تا خودمختارانه عمل کنند.

وظیفه روح نشان دادن خواست های خود می باشد نه تحمیل آنها بر جسم. وظیفه ذهن این است که از میان گزینش هایش یکی را انتخاب نماید.وظیفه جسم این است که بر مبنای انتخاب عمل کند.

وقتی جسم ،ذهن و روح با وحدت و هماهنگی خلق می کنند، جنبه ی الهی انسان تجلی پیدا می کند و خداوند تجلی پیدا می کند.

ما قرار نیست چیزی را در این سیاره بیاموزیم .فقط باید به یاد بیاوریم . ما باید مجدداًخدای یگانه را به یاد بیاوریم

ما چیزهایی را برای تجربه کردن انتخاب می کنیم و برخی از این انتخابها از گذشته به ما رسیده ، به یاد بیاوریم که از کجا آمده ایم و به کجا باز می گردیم. به یاد بیاوریم که بیهوده به این دنیا نیامده ایم و برای چه منظوری خلق شده ایم.


دانلود كنيد ...

http://dl.downloadsara.com/download/farsi/besm-allah-pack-www.freedanload.com.exe

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388  توسط سید  |

 

مولانا ...

کس نمیداند ز من جز اندکی            وز هزاران جرم و بد فعلی یکی
من همی آن دانم و ستار من                جرمهــا و زشتی کـردار من
هر چه کردم جمله ناکرده گرفت             طاعــت ناورده آورده گرفـت
نام من در نامه پاکان نوشــت            دوزخی بودم ببخشیدم بهشت
عفو کرد آن جملگی جرم و گناه         شد سفید آن نامه و روی سیاه

آه کردم چون رسن شد آه من                     گشت آویزان رسن در چاه من
آن رسن بگرفتم و بیرون شدم                   شاد و زفت و فربه و گلگون شدم
در بن چاهی همی بودم نگون                در دو عالم هم نمیگنجم کنون
آفرینها بر تو بادا ای خـــدا                     ناگهان کردی مرا از غم جدا
گر سر هر موی من گردد زبان               شکرهای تو نیاید در بیـــان


ممنون از بيلبورد عزيز ...

پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388  توسط سید  |

 

روز را با خدا آغاز كنيم ...

شايد هر روز با چند نفر ملاقات داشته باشيد .

اما هيچگاه ملاقات خود با خدا را فراموش نكنيد

هر روز دعا كنيد :

خدايا ! مرا راهنمايي كن، متبرك ساز ، بكار گير . مرا در اين دنياي رنج و درد وسيله اي براي ياري و بهبود جهان ساز .


هر روز در پگاه بيدار شويد . :)   سعي كنيد در زماني معين و مكاني ثابت بنشينيد -   زيرا اين كار وعده ملاقات با خداست - و تفكر معنوي خود را آغاز كنيد

فشار كارهاي روز مره هر انداره هم زياد باشد ، ليك هيچگاه وعده روزانه خود با خدا را فراموش نكنيد .


با عشقي عميق و ميلي قلبي زمان ارتباط روزانه تان با خدا را انتظار بكشيد .

در اعماق درون خدا منتظر ماست .

در انجا او با خشنودي با ما سخن ميگويد و حضور مباركش را بر ما متجلي ميسازد .



جي پي واسواني



جمعه چهاردهم فروردین 1388  توسط سید  |

 

رنگ ها

اگر هدايت خداوند نور سفيد باشد ، چون با تجزيه آن هفت طيف مريي به دست مي‌آيد
 پس هفت پيامبر بايد حامل كل اين هدايت خداوند باشند
 تا هدايت خداوند براي فرزندان آدم تكميل شود .


توجه خاص و علاقه شديد اقوام و پيروان مذاهب به رنگهاي مختلف بسيار قابل توجه است .
 به طور مثال رنگ قرمز متعلق به ابراهيم رسول الله است و اين رنگ مورد علاقه و توجه اعراب پيروز مذهب سني است .
  رنگ زرد متعلق به اسحاق رسول الله است اين رنگ مورد علاقه و توجه اعراب ساكن لبنان است .
رنگ سبز متعلق به يعقوب رسول الله است و اين رنگ مورد علاقه و توجه پيروان مذهب شيعه است .
 رنگ آبي متعلق به موسي رسول الله است و اين رنگ مورد علاقه و توجه پيروان مذهب يهوديت است  و بارزترين آن ستاره داوود است كه به اين رنگ رسم ميشود .
 رنگ نيلي متعلق به
عيسي  رسول الله است و اين رنگ مورد علاقه راهبان نصاري است .
 رنگ بنفش متعلق به محمد  رسول الله است و در مورد اين رنگ فعلا اظهار نظري نميشود .

بقره

پروردگارا در ميان آنان فرستاده‏اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزه‏شان كند زيرا كه تو خود شكست‏ناپذير حكيمى (۱۲۹)


و چه كسى جز آنكه به سبك‏مغزى گرايد از آيين ابراهيم روى برمى‏تابد و ما او را در اين دنيا برگزيديم و البته در آخرت [نيز] از شايستگان خواهد بود (۱۳۰)


هنگامى كه پروردگارش به او فرمود تسليم شو گفت به پروردگار جهانيان تسليم شدم (۱۳۱)


و ابراهيم و يعقوب پسران خود را به همان [آيين] سفارش كردند [و هر دو در وصيتشان چنين گفتند] اى پسران من خداوند براى شما اين دين را برگزيد پس البته نبايد جز مسلمان بميريد (۱۳۲)


آيا وقتى كه يعقوب را مرگ فرا رسيد حاضر بوديد هنگامى كه به پسران خود گفت پس از من چه را خواهيد پرستيد گفتند معبود تو و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق معبودى يگانه را مى‏پرستيم و در برابر او تسليم هستيم (۱۳۳)


آن جماعت را روزگار به سر آمد دستاورد آنان براى آنان و دستاورد شما براى شماست و از آنچه آنان مى‏كرده‏اند شما بازخواست نخواهيد شد (۱۳۴)


و [اهل كتاب] گفتند يهودى يا مسيحى باشيد تا هدايت‏يابيد بگو نه بلكه [بر] آيين ابراهيم حق‏گرا [هستم] و وى از مشركان نبود (۱۳۵)


بگوييد ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسى و عيسى داده شده و به آنچه به همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده ايمان آورده‏ايم ميان هيچ يك از ايشان فرق نمى‏گذاريم و در برابر او تسليم هستيم (۱۳۶)


پس اگر آنان [هم] به آنچه شما بدان ايمان آورده‏ايد ايمان آوردند قطعا هدايت‏شده‏اند ولى اگر روى برتافتند جز اين نيست كه سر ستيز [و جدايى ] دارند و به زودى خداوند [شر] آنان را از تو كفايت‏خواهد كرد كه او شنواى داناست (۱۳۷)


اين است نگارگرى الهى و كيست‏خوش‏نگارتر از خدا و ما او را پرستندگانيم (۱۳۸)


بگو آيا درباره خدا با ما بحث و گفتگو مى‏كنيد با آنكه او پروردگار ما و پروردگار شماست و كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شماست و ما براى او اخلاص مى‏ورزيم (۱۳۹)


يا مى‏گوييد ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط [دوازده‏گانه] يهودى يا نصرانى بوده‏اند بگو آيا شما بهتر مى‏دانيد يا خدا و كيست‏ستمكارتر از آن كس كه شهادتى از خدا را در نزد خويش پوشيده دارد و خدا از آنچه مى‏كنيد غافل نيست (۱۴۰)


آن جماعت را روزگار سپرى شد براى ايشان است آنچه به دست آورده‏اند و براى شماست آنچه به دست آورده‏ايد و از آنچه آنان مى‏كرده‏اند شما بازخواست نخواهيد شد (۱۴۱)


به زودى مردم كم خرد خواهند گفت چه چيز آنان را از قبله‏اى كه بر آن بودند رويگردان كرد بگو مشرق و مغرب از آن خداست هر كه را خواهد به راه راست هدايت مى‏كند (۱۴۲)


و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد و قبله‏اى را كه [چندى] بر آن بودى مقرر نكرديم جز براى آنكه كسى را كه از پيامبر پيروى مى‏كند از آن كس كه از عقيده خود برمى‏گردد بازشناسيم هر چند [اين كار] جز بر كسانى كه خدا هدايت[شان] كرده سخت گران بود و خدا بر آن نبود كه ايمان شما را ضايع گرداند زيرا خدا [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است (۱۴۳)


ما [به هر سو] گردانيدن رويت در آسمان را نيك مى‏بينيم پس [باش تا] تو را به قبله‏اى كه بدان خشنود شوى برگردانيم پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن و هر جا بوديد روى خود را به سوى آن بگردانيد در حقيقت اهل كتاب نيك مى‏دانند كه اين [تغيير قبله] از جانب پروردگارشان [بجا و] درست است و خدا از آنچه مى‏كنند غافل نيست (۱۴۴)


و اگر هر گونه معجزه‏اى براى اهل كتاب بياورى [باز] قبله تو را پيروى نمى‏كنند و تو [نيز] پيرو قبله آنان نيستى و خود آنان پيرو قبله يكديگر نيستند و پس از علمى كه تو را [حاصل] آمده اگر از هوسهاى ايشان پيروى كنى در آن صورت جدا از ستمكاران خواهى بود (۱۴۵)


كسانى كه به ايشان كتاب [آسمانى] داده‏ايم همان گونه كه پسران خود را مى‏شناسند او [=محمد] را مى‏شناسند و مسلما گروهى از ايشان حقيقت را نهفته مى‏دارند و خودشان [هم] مى‏دانند (۱۴۶)


حق از جانب پروردگار توست پس مبادا از ترديدكنندگان باشى (۱۴۷)


چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388  توسط سید  |

 

خوب

خوب مانند آب است

 

بدون هیچ تلاشی همه را سیراب میکند

 

و جمع شدن در پستی را هرگز حقارت نمیداند

 

 

نزدیک به زمین زندگی کنید

 

همیشه ساده بیاندیشید

 

در مشاجرات عادل و بخشنده باشید

 

در حکومت ، سعی بر فرمانروایی و تسلط نداشته باشید

 

در کار ، آن چیز را انجام دهید که از آن لذت می برید

 

در زندگی خانوادگی ، همیشه در دسترس و حاضر باشید .

 

وقتی از اینکه خودتان هستید خوشنودید

 

و از رقابت و مقایسه دست کشیدید

 

همگان به شما احترام میگذارند .

 

تائو

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387  توسط سید  |

 

درس

سلام برایان تریسی کتابی داره به نام ۲۰۰ اصل غلبه بر گرگها 

از بازار بیشتر حرف زده

اما اگر بازار رو جامعه معنی کنیم مصداقهای زیبایی داره

 

 

درست و دقیق گوش کردن

ابزاری است نیرومند در ارتباطات و مناسبات اجتماعی

در واقع یک فن است که بیشتر مردم در بهره برداری ار آن

ضعیف و ناتوانند .

 

از تجربه دیگران استفاده کنید

آنقدر زنده نیستید که همه چیز را تجربه کنید

 

احتمالا مجبورید در آینده شغل خود را تغییر دهید .

آینده به سرعت میرسد

از هم اکنون شغل مورد علاقه تان را تعریف و مشخص کنید.

 

بیشتر ما حریص و آزمندیم

زیرا خواستار بیشترین سود در برابر کمترین تلاش هستیم

 

غوطه ور شدن در گرداب مشکلات ناشی از ترس و تردید است .

 

 

گاهگاهی به پیرایش کلماتی بپردازید که بر حسب عادت بر زبان جاری میکنید

زیرا این کلمات زیر بنای توسعه شخصیت شماست .

 

تحرک به محرک نیاز دارد

 

 

........

حافظ

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانیشیرینتر از آنی به شکرخنده که گویمتشبیه دهانت نتوان کرد به غنچهصد بار بگفتی که دهم زان دهنت کامگویی بدهم کامت و جانت بستانمچشم تو خدنگ از سپر جان گذراندچون اشک بیندازیش از دیده مردم چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنیای خسرو خوبان که تو شیرین زمانیهرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانیچون سوسن آزاده چرا جمله زبانیترسم ندهی کامم و جانم بستانیبیمار که دیده​ست بدین سخت کمانیآن را که دمی از نظر خویش برانی

دوشنبه هجدهم آذر 1387  توسط سید  |

 

انشای یک دختر قطعا ایرانی اریجینال

به نام حق

 

این هم یك انشاء از یك دختر كوچولو 10 ساله

 

از زبان معلم این دانش آموز :

مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار  تکرار شده ،

فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم

 " می خواهید در آینده چه کاره بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟"

 و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید .

 انشاءها هم تقریبا همان هایی هستند که هزارها بار تکرار شده اند ،

 با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده كه به طور مثال می توان این رشته ها را نامبرد :

 

از زبان یك دانش آموز :

 من گفتم دوست دارم كه مهندس هوا و فضا شوم ولی پدرم می گوید الان ام وی ام ( منظور همان MBA است ) كه بهترین رشته دنیا است و خیلی پول دارد.

از زبان دیگر دانش آموز می شنویم : دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد و ...

 

و اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است " می خواهم فاحشه بشوم " شاید اولین بار است که یک دختر بچه 10 ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .

" خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ... ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است . این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند . من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد

او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است .

مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟

 خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .

... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند .

مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند . ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند

 مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زن ها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند.

برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . همکارهایش این قدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است . گفت می داند .

 آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند .

تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند .
من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند . "

 

ممنون ریحانه خانوم    http://reyhanehrr.blogfa.com/


پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387  توسط سید  |

 

شادی

شادترین مردم دنیا

احساس شادی نمیکنید ؟ فکر میکنید تفریحاتتون کمه ؟ تصور میکنید زندگی چیز زیادی برای عرضه نداره؟ ناراحت نباشید، تنها مشکل شما اینه که در کشور درستی نیستید...

این جمله ، از یک نویسنده ایرانی نیست. متعلق به Marina Kamenev اهل انگلیس ، خبرنگار بیزنس ویک هست.

داستان از یک نظر خواهی BBC شروع شد. در این نظر خواهی ، آمار نشون داد که ۸۱٪ از مردم انگلیس ، به جای افزایش ثروت از دولت توقع دارند که زندگی شادتری براشون فراهم کنه.

سئوال اینجا بود که چطور. به عنوان اولین قدم ، دانشگاه لیسستر ، پروژه ای با هدف رتبه بندی کشورها از نظر شادی مردمشون تعریف کرد. نتایج این رتبه بندی و دلایل شادی ملتها خیلی خیلی جالب بود.

نتایج رو ببینین:

 

 

رتبه ۱

slide1.jpg

دانمارک

جمعیت ۵/۵ میلیون

شانس زندگی : ۸/۷۷ سال

درآمد سرانه : ۳۴،۶۰۰ دلار

سیستم اقتصادی : سوسیالیستی

ویژگی ها :

- بهترین سرویس های دولتی خدمات اجتماعی

- بیمه همگانی با پوشش کامل

- مدارس و دانشگاههای رایگان با کیفیت بسیار بالا

- هویت اجتماعی کاملا مشخص برای جوانان

- طبیعت بکر و معماری شهری زیبا

- آلودگی محیط زیست ناچیز

 

 

رتبه۲

slide2.jpg

سوئیس

جمعیت ۵/۷ میلیون

شانس زندگی : ۵/۸۰ سال

درآمد سرانه : ۳۲،۳۰۰ دلار

سیستم اقتصادی : آزاد

ویژگی ها :

- موقعیت سوق الجیشی کاملا امن

- میزان جرم و جنایت ناچیز

- امکانات شهر نشینی با کیفیت بسیار بالا

- امکان ورزشهای نزدیک به طبیعت مانند کوهنوردی ، اسکی و سوارکاری برای همه

- طبیعت بکر و معماری شهری زیبا

- ثبات سیاسی

- سیستم بهداشتی رایگان با سرانه ۳۵۰۰ برای هر نفر

 

 

رتبه ۳

slide3.jpg

اتریش

جمعیت ۲/۸ میلیون

شانس زندگی : ۷۹ سال

درآمد سرانه : ۳۲،۷۰۰ دلار

سیستم اقتصادی : سوسیالیستی

ویژگی ها :

- خدمات بهداشتی رایگان برای همه با پوشش کامل

- فعالیتهای فرهنگی همگانی و در دسترس

- خلق و خوی آرام مردم و شهرهای ساکت و تمیز

- سیستم حمل و نقل سریع شهری

- مدارس و دانشگاههای مدرن و مجهز و رایگان

- قوانین حفظ محیط زیست محکم

 

 

رتبه ۴

slide4.jpg

ایسلند

جمعیت ۳۰۰،۰۰۰ نفر

شانس زندگی : ۸۰ سال

درآمد سرانه : ۳۵،۷۰۰ دلار

سیستم اقتصادی : سوسیالیستی

ویژگی ها :

- سیستم خدمات خیریه دولتی

- خدمات دولتی رایگان با تنوع زیاد از بهداشت ، آموزش ، آموزش عالی تا گردش دسته جمعی

- سوبسید (یارانه) مسکن برای همه

- عدم وجود خط فقر در جامعه

- باسوادی همگانی

- عدم وجود بیکاری در جامعه

 

 

رتبه ۵

slide5.jpg

باهاما

جمعیت ۳۱۰،۰۰۰ نفر

شانس زندگی : ۶/۶۵ سال

درآمد سرانه : ۲۰،۲۰۰ دلار

سیستم اقتصادی : آزاد

ویژگی ها :

- کیفیت غذای بالا  و ارزانی ارزاق

- آب و هوای بسیار معتدل

- طبیعت بکر

- جمعیت زیر خط فقر : ۱۰٪

- فرهنگ کاری راحت و بی تنش (همون تنبلی خودمون)

- تلفیق فرهنگی مناسب (افریقایی - اروپایی)

- خانواده های محکم و آمار طلاق بسیار پایین (علیرغم آزادی طلاق برای زوجین)

- کلیسای مردمی و متساهل

 

 

رتبه ۶ :

slide6.jpg

 فنلاند 

 

 

رتبه ۷ :

slide7.jpg

 سوئد

 

 

رتبه ۸ :

slide8.jpg

 بوتان

 (با درآمد سرانه ۱۴۰۰ دلار!!!)

 

 

رتبه ۹

شادترین ملت مسلمان

slide9.jpg

برونئی

جمعیت ۳۸۰،۰۰۰ نفر

شانس زندگی : ۷۵ سال

درآمد سرانه : ۲۳،۶۰۰ دلار

سیستم اقتصادی :دولتی

ویژگی ها :

- درآمد نفتی بالا

- ثبات سیاسی (دودمان سلطنتی ۶۰۰ ساله )

- نرخ جرم و جنایت بسیار پایین

- خدمات بهداشتی رایگان همگانی با کیفیت بالا

- عدم وجود خط فقر در جامعه (حقوق دولتی برای همه)

- سیستم آموزشی رایگان ، حتی آموزش عالی

- یارانه غذا و مسکن برای همه

 

 

رتبه ۱۰ :

slide10.jpg

 

کانادا

دوشنبه یازدهم شهریور 1387  توسط سید  |

 

رشد معنوی

 

: برگرفته از :

http://arezoo1348.blogfa.com/

 

1. کتاب های معنوی مطالعه کنید. درمورد آنچه که می خوانید فکر کنید، و ببینید که چطور می توانید از اطلاعاتی که گرفته اید در زندگی خود استفاده کنید.

 

2. حداقل روزی 15 دقیقه مدیتیشن کنید.

 

 اگر نمی دانید که مدیتیشن چطور انجام می مشود، می توانید از کتاب ها و نوارهای آموزشی آن استفاده کنید یا در کلاسهای آن شرکت کنید.

 

3. یاد بگیرید که چطور با تمرینات تمرکز و مدیتیشن ذهنتان را آرام کنید.

 

4. این حقیقت را دریابید که شما روحی با یک جسم فیزیکی هستید، نه یک جسم فیزیکی با یک روح. اگر بتوانید این ایده را به طور کامل بپذیرید، رفتار شما درمقابل خیلی از مسائل زندگی تغییر خواهد کرد.

 

5. هر از گاهی به درون خود و به ذهنتان نگاه کنید و ببینید که چه چیز باعث هوشیاری و بیداری شما می شود.

 

  تفکر خیلی مهمه .....

 

6.  مثبت فکر کنید .

 

اگر متوجه شدید که شروع به منفی بافی کرده اید، سریعاً این حالت را تغییر داده و سعی کنید که مثبت فکر کنید.

 

7. با نگاه کردن به روشنی های زندگی، عادات شاد و سرزندگی را در خود پرورش دهید و سعی کنید شاد و خرسند زندگی کنید. شادی از درون خود شما نشات می گیرد.

 اجازه ندهید که شرایط خارجی شادی و خوشبختی شمار ا بر هم زند.

 

8. روی توانایی تصمیم گیری و قدرت اراده خود کار کنید. این باعث قدرت دادن به شما می شود و قادر خواهید بود عنان اختیار ذهنتان را به دست گیرید.

 

9. از جهان(کائنات)   ـــ الله ـــ    به خاطر هر چه که به دست می آورید    تشکر  کنید.

 

نماز بهترین نیایش است

 

10.  در برخورد با دیگران صبور و شکیبا باشید و با ملاحظه رفتار کنید.

 

 

 

 

بعدش نوشتم :

 

 

من، با زخم زبونات رفیقم

مرهم بزار ،با حرفات ، رو زخم عمیقم


با توام که داری به گریه م می خندی

کاش مشد بیایی و به من دل ببندی


تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم

کار دل ، نباشی ، تمومه عزیزم

چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387  توسط سید  |

 

سلامت ... ؟

 

 

 * آیا تعادلی بین سلامت و آمادگی جسمانی برقرار  كرده اید؟

 

 


      چگونه بر سلامت جسمی خود بیفزایید؟

بهترین راه آن است كه تفاوت بین ورزشهای


      قند سوز و چربی سوز

و تفاوت بین بنیه و نیروی جسمی رادرك كنیم.

 ورزشهای چربی  سوز اكسیژن زیادی را به مصرف می رسانند و شامل تمرینهای معمولی هستند

 كه می توان آنها را به مدت طولانی انجام داد. این تمرینها كه باعث تقویت بنیه می شوند

برای تامین انرژی در درجه اول از چربیهای بدن استفاده می كنند.

بر عكس ورزشهای قند سوز مستلزم افزایش مصرف اكسیژن نیستند

و فقط به مدت كوتاهی قابل انجامند .

 این تمرینها در درجه اول باعث سوختن گلیكوژن و ذخیره شدن چربی دربدن می شوند.

 

جلوگیری آسان از پوکی استخوان

 


   آیا خود را سالم می دانید ؟

 

یا دارای آمادگی جسمی ؟

یا هیچكدام؟


      چرا اغلب آمریكائیان از خستگی رنج می برند؟

 بسیاری از مردم از آنجا كه می خواهند در كوتاهترین مدت بزرگترین نتیجه را بدست آورند

لذا با توجه به فشارهای عصبی و نداشتن وقت كافی به ورزشهای قند سوز رومی آورند.

با انجام ورزشهای قند سوز ذخیره گلیكوژن آنها به زودی تمام می شود

 و نظام سوخت و ساز بدنشان به مصرف قند خون( كه دومین منبع سوخت است) می پردازد و

 همین امر باعث  سر درد، خستگی و مشكلات دیگر می شود.


      چگونه می توان ورزشهای قند سوز را به چرب سوز مبدل كرد؟

 

 ساده ترین راه آن كند كردن حركات است.

طبق نظر دكتر مفتون ورزشهایی نظیر

پیاده روی،شنا، دوچرخه سواری، دو آهسته می توانند بصورت قند سوز یا چربی سوز انجام شوند.

 در هنگام  انجام، اگر ضربان قلب كند باشد این ورزشها چربی سوز

و

اگر تند باشد قند سوز  به شمار می آیند.


      آیا لازم است سرعت خود را كاهش دهید؟

 در هنگام ورزش؟ یا بطور كلی در نوع زندگی؟


      برای اینكه بدن خود را به ماشینی چربی سوز مبدل كنید باید نظام سوخت و ساز  بدن خود را آموخته كنید تا بصورت چربی سوز كار كند.

 دكتر مفتون

یك دوره دو تا هشت ماهه را برای پرداختن انحصاری به ورزشهای چربی سوز پیشنهاد می كند.

 برای اینكه تعادلی میان تندرستی و آمادگی جسمانی برقرار شود باید پس از این مدت،
      هفته ای یك تا سه بار بطور منظم به ورزشهای قند سوز بپردازید.


      برای حفظ تندرستی خود آیا به مشاور نیاز دارید ؟

 آیا به كتاب یا منابع دیگر رجوع می كنید؟


      لودویگ ویت گن اشتاین فیلسوف انگلیسی گفته است


      ( جسم انسان بهترین تصویر روح است).


      آیا جسم شما درباره شخصیت درونیتان چه می گوید؟


      احتمالاٌ مهمترین عامل ایجاد تندرستی اكسیژن است .

بدون اكسیژن، یاخته ها  ضعیف می شوند و می میرند.


      برای اینكه در هنگام ورزش، اكسیژن اندامها تمام نشود باید بدانید كه  

 آیا حركات شما بصورت چربی سوز بوده است و یا از آن حد تجاوز كده و به مرحله قند
      سوزی رسیده است.

 

درمان پشت گرد

 

 

 به سئوالات زیر پاسخ دهید.


      1- آیادر هنگام ورزش قادر به سخن گفتن هستید ( چربی سوز) یا از نفس  افتاده اید( قند سوز)؟


      2-  آیا تنفس شما منظم و قابل شنیدن است ( چربی سوز) یا نفس نفس می زنید( قند سوز)؟


      3-آیا در عین خستگی از حركات ورزش لذت می برید ( چربی سوز) یا با اكراه ورزش می كنید( قند سوز)؟


      4-      اگر حداقل فشاری كه به عضلات وارد می شود باعدد صفر و حداكثر آن با عدد 10 بیان كنیم

 چه نمراه ای به خود می دهید؟

اگر خود را بین 6 تا 7 ارزیابی  كنید عالی است

 چنانچه نمره شما بیشتر از هفت باشد وارد مرحله قند سوز شده اید.


      برای اینكه تمرینهای ورزشی فرحبخشی را جزو برنامه منظم زندگی خود قرار دهید

 

حرکات کششی

 


      به نكات زیر توجه كنید.

 


      1-       آیا ورزشهای مرتب شما بصورت قند سوز و یا چربی سوز انجام می شوند؟


      آیا با احساس خستگی از خواب بیدار می شوید؟

آیا بعد از ورزش احساس گرسنگی  شدید، سرگیجه، و یا كوفتگی عضلات می كنید؟

 آیا علی رغم تلاشهای خود لایه چربی  بدنتان فرقی نكرده است؟

 اگر پاسخ شما به همه یا بعضی از این سئوالات مثبت است


      به احتمال زیاد بصورت قند سوز ورزش می كنید.


      2-       یك دستگاه كوچك تعیین ضربان قلب بخرید، تا در هنگام ورزش نگذارید  ضربان قلب شما از حد معین بالاتر رود، از خرید این دستگاه پشیمان نخواهیدشد.


      3-       برای شرطی كردن نظام سوخت و ساز بدن خود برنامه ریزی كنید تا ضمن  سوختن چربیهای بدن انرژی لازم در شما ایجاد شود، این برنامه را حداقل به مدت 10 روز اجرا كنید.

نرمش

 

جمعه نهم فروردین 1387  توسط سید  |

 

شناخت امیر المومنین به نورانیت

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

رسول اکرم(ص) ميفرمايند: هرکس يکي از فضائل اميرالمومنين علي عليه السلام را بيان کند خداوند گناهان زبان او را ميامرزد، هرکس يکي از فضائل اميرالمؤمنين را بشنود خداوند گناهان گوش او را ميامرزد، هرکس يکي از فضائل اميرالمومنين را بنويسد ماداميکه از آن نوشته اثري باقي باشد ، ملائک براي نويسنده‌ي آن فضيلت طلب مغفرت مينمايند.

 

يک روز ابوذر پيش سلمان ميره و سئوال ميکنه که معرفت اميرالمومنين به نورانيت چيه؟ سلمان ميفرمايد بايد از خود اميرالمومنين سئوال کنيم. وقتي سئوال ميکنند حضرت بسيار اونها رو تشويق ميکنند و ميفرمايند فقط مومنيني که ايمانشون کامل باشه ميتونند اين معرفت رو کسب کنند

. حضرت ميفرمايند

 

معرفت من به نورانيت معرفت خداوند است و معرفت خداوند ، معرفت من به نورانيت...

و بيان خدا که ميفرمايد نماز را به پا داريد ، کسي که ولايت مرا برپا دارد همانا نماز را به پا داشته و برپاداشتن ولايت من بسيار دشوار است مگر بر ملک مقرب يا پيامبر مرسل يا مومني که خداوند قلبش را براي ايمان امتحان کرده باشد.

حضرت ميفرمايند: مومن امتحان شده کسي هست که هيچ فرماني از ما به او نميرسد مگر اينکه سينه‌اش را براي قبول آن امر آماده ميسازد و در آن شک نميکند و رو بر نميتابد

در ادامه حضرت ميفرمايند ما را شبيه خدايان قرار ندهيد و بعد هرچه ميخواهيد در فضيلت ما بگوييد که هرچه در آن بکوشيد به اندازه‌ي آنچيزي که خداوند به ما داده است نخواهد بود و خداوند بيشترش را به ما داده است. بعد سلمان دوباره سئوال ميکنه که آيا واقعا اقامه‌ي نماز ، اقامه‌ي ولايت شماست؟ حضرت ميفرمايند بله و در تاييد اين حرف ، اين آيه را شاهد مياورند که

 

خداوند در قرآن ميفرمايد از صبر و نماز کمک بگيريد که همانا آن عظيم است مگر بر خاشعين.

صبر رسول خداست و نماز اقامه‌ي ولايت من که خداوند فرموده آن عظيم است مگر بر خاشعين و نفرموده آنها عظيم هستند چرا که ولايت من کبير است مگر بر خاشعان که آنها شيعه‌هاي بيدار ميباشند. سپس حضرت ميفرمايند: همه در رسالت پيامبر متفق هستند ولي همه در ولايت من اختلاف کردند و نتوانستند آنها را بپذيرند.

 

حضرت ميفرمايند:

من خاتم وصيين هستم، من صراط مستقيم هستم ،

 من نباء عظيم هستم که در آن اختلاف کردند...

 من کسي هستم که کشتي نوح را برساحل نشاندم به اذن خدا،

 من کسي هستم که يونس را از شکم ماهي خارج ساختم ،

 من کسي هستم که دريا را بر موسي شکافتم ،

من کسي هستم که ابراهيم را به اذن خدا از آتش خارج ساختم،

 من کسي هستم که نهرها را جاري ساختم ، چشمه را جوشاندم،

 درختان را برافراشتم... من خضر معلم موسي هستم، من معلم سليمان نبي هستم،

من ذوالقرنين هستم، من قدرت خداوند هستم، من امام هر مؤمني از گذشته تا حال و آينده هستم.

من کسي هستم که ميميرانم و زنده ميکنم به اذن خدا،

 من کسي هستم که از ضمائر مطلعم...

و تمام اينها را به اين دليل دارم که تمام اسماء اعظم خداوند را عالم هستيم....

 اي سلمان و اي ابوذر، هرکس که به آنچه که گفتم ايمان بياورد و يقين کند و آنرا بيان کند و شرح دهد، پس او مؤمن است که خداوند قلبش را آزمايش ميکند و سينه‌اش را گشاده ميکند

 و

عارف به معرفت ماست و هرکس شک کند و عناد بورزد و متحير بماند ، او مقصر است در حق ما...

و

اين است معرفت من به نورانيت.

 که به آن تمسک بجوييد. کسي از شيعيان ما به درجه‌ي استبصار نميرسد مگر اينکه اين معرفت من به نورانيت را بداند.

 

من از کتاب سری از اسرار

انتشارات هنارس

چاپ سوم

تابستان۸۵ گرفتم و ترجمه

کتاب مصباح الهدی -- تالیف اقای مهدی طیب هست

آیه ها :  اعراف ۳۳  -  زمر ۷۱  -  الانبیا ۲۷ - اعراف ۴۳ - الانبیا ۲۳ - الرحمن ۱۹/۲۰ - طلاق ۱۰/۱۱ -

فاتحه ۶ - مومن ۱۵ - نبا ۲/۳ - قلم ۱ - طه ۱/۲ - یس ۱/۲ - رعد ۷ - ۱۱

البت تقریبن خلاصه هست

حاج اسماعیل دولابی میگه

این جزوه در جانماز گزارید و تا ۴۰ روز هر روز یک بار با توجه بخوانید  تا به خود امیر (ع )راه یابید

 

 

شاد باشید

شنبه یازدهم اسفند 1386  توسط سید  |

 

ققنوس

 

ققنوس پرنده عجیبیست. ققنوس هرگز جفتی ندارد و در تنهایی سكنا می گزیند. منقارش مثل یك نی بلند است و نزدیك به صد سوراخ روی منقارش قرار دارد. هر سوراخ صدای خاصی از خود ایجاد می كند و رازی را آشكار می كند. چون ترتیبی برای صداها قرار نداده؛ همیشه غیر قابل پیش بینی هست كه كدام صدا زودتر ایجاد می شود .

وقتی ققنوس صداها را از خود ایجاد می كند؛ همه پرندگان آسمان و همه ماهی های دریا تحت تاثیر قرار می گیرند. همه بادهای وحشی با شنیدن این موسیقی مدهوش كننده؛ و برای درك بهتر آن سكوت می كنند.

ققنوس هزار سال زندگی می كند. او زمان مرگ خود را می داند و وقتی زمان مرگش فرا رسید صدها درخت را جمع می كند و آنها را در یك نقطه آتش می زند و خودش را به درون این آتش می اندازد. با هر یك از سوراخ های منقارش فریاد غم انگیزی از روح خود برمی آورد و به همه اعلام می كند كه مرده است. سپس همه پرندگان و حیوانات جمع می شوند تا در زمان مرگ ققنوس حاضر باشند. ققنوس آخرین نفس خود را جمع می كند و بال های خود را به هم می زند تا شعله افروخته تر شود. به زودی شعله و پرنده به تلی از ذغال تبدیل می شوند و از دل این ذغال گداخته فقط یك جرقه باقی می ماند كه تبدیل به یك نوزاد ققنوس می شود و از آتش بیرون می آید

.ققنوس نمونه بارز انسان جستجوگر و آگاه هست. با این كه همیشه تنهاست ولی با یك آواز و صدا همه كائنات را دور خود جمع می كند. وقتی به بلوغ كامل رسید با مرگش زندگی جدیدی آغاز می كند. چنان به عشق اعتقاد دارد كه با اینكه به خیال همه دارد در آتش می سوزد و از بین می رود ولی او عشق را آتش و سوزنده نمی پندارد و نمی گذارد عشقش از بین برود و از همان عشق هم تولدی دوباره می یابد.

 

 

http://www.cloob.com/name/reyhanehrr

یکشنبه سی ام دی 1386  توسط سید  |

 

(( آمدن زعفر جنی به قصد یاری امام حسین علیه السلام ))

 

   منبع    http://ali-hadizadeh.blogfa.com/post-100.aspx

 

 

تاسوعا و عاشورای حسینی

تسلیت

 

((  آمدن زعفر جنی به قصد یاری امام حسین علیه السلام ))

هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود . در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری  می اید. زعفرجنی گفت :(( کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در  حین رفتن به آن شهر  ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند .  ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .

وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار  را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت  می رسانند .)) به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند .

 خود زعفر گفته است : (( وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از  طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر  اسرافیل ، ملک ریاح ( فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش  خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود:(( پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم .))

حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان  با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود  و در هر نفسی که میکشید  ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از ان فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم  .

 

همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین  علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام   همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر  ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت  بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟!  حضرت فرمود :  خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم  . اگر من در جای خود بمانم  خداوند بوسیله چه کسی این مردم  نگونبخت را مورد  امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد ...

 

جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم  و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم  ولی باید حجت بر مردم تمام شود  تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود  با دلیل هدایت شود .))

 

من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم  .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟!

 

گفتم :مادر ! پسر ان بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما ان حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم  .مادرم  وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س )  چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی ارزو داشتم تا جانم را فدای انحضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم  . )) و هنگامی که به انجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدم  و چون نگاه کردیم ، دیدیم  که سر مبارک و درخشان اقا امام حسین علیه السلام  بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم  خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد  ولی ان حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها  اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))

 

در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد علیه السلام  آنان را مرخص فرمود .

 

زعفر آمد با   سپاه  بی شمار                      در حضور آن ولی کردگار

ایستاد  از   دور   با صد احترام                     کرد با سلطان مظلومان سلام

عرض کرد ای خسرو دنیا و دین                     بنده ی درگاه ، زعفر را ببین

هست حاضر زعفرت با این سپاه                   بهر یاری ای غریب بی پناه

اذن  فرما   بر    سپاه   جنیان                      تا بگیرند داد  تو  از  کوفیان

لشکر جن هست از جان یاورت                     اذن ده گیرند  خون اکبرت

این فرات از چه به رویت بسته اند                 اهل بیتت از عطش دل خسته اند

اذن ده   بر    لشکر حق   از کرم                   تا رسانند آب بر اهل حرم

ذاکرا  رو   در     پناه      شاهدین                  تا شود نام تو  تاج الذاکرین

 

 

پ.ن :

https://balatarin.com/tag/%D8%B2%D8%B9%D9%81%D8%B1+%D8%AC%D9%86%DB%8C

http://www.google.com/search?num=100&hl=fa&newwindow=1&q=%22++++%D8%B2%D8%B9%D9%81%D8%B1+%D8%AC%D9%86%D9%91%DB%8C%22&lr=

 

جمعه بیست و هشتم دی 1386  توسط سید  |

 

الفبا ..

 

 

A – Accept : پذیرا باشید:
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.

B - Break away : خودتان را جدا سازید:
خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

C - Creat : خلق کنید :
خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.

D – Decide : تصمیم بگیرید:
تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.

E - Explore : کاوشگر باشید :
جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.

F - Forgive : ببخشید :
ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.

G - Grow : رشد کنید:
عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

H – Hope : امیدوار باشید:
به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.

I - Ignore : نادیده بگیرید:
امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

J – Journey : سفر کنید:
به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.

K – Know : بدانید:
بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

L – Love : دوست بدارید :
اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

M – Manage : مدیر باشید:
بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.

N - Notice : توجه کنید:
هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.

O - Open : باز کنید:
چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.

P – Play : بازی و تفریح کنید:
فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.

25دی
 
Question : سوال کنید:
چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.

R – Relax : آرامش داشته باشید:
اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

S – Share : سهیم شوید:
استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.

T – Try : تلاش کنید:
حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید.

U – Use : استفاده کنید :
از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.

V – Value : احترام بگذارید:
برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.

X – X-Ray : اشعه ایکس:
با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.

Y – Yield : اجازه دهید:
اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت .

Z – Zoom : تمرکز کنید:
زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید
25دی

سه شنبه بیست و پنجم دی 1386  توسط سید  |

 

پیمان الست و عالم ذر ...

ذريه : به معني فرزندان كوچك و كم سن وسال است . اما اغلب به همه فرزندان گفته مي شود .

سوره اعراف آيه ي 172 :

وَ إذْ أَخَذَ رَبُكَّ مِن بَنيِ آدَمَ مِن ظُهُوِرهِم ذُرّيتَهُمْ وأَشْهَدَهُم عَلَي أَنفُسِهِمْ أَلَستُ بِرَبِّكُم قَالوا بَلي شَهِدْنا أَن تتُوُلوا يَومَ القِيَمَهِ إنَّا كنّا عَن هَذا غَفِلينَ .

« وبه ياد آور زماني كه پروردگارت از پشت بني آدم ذريّه آنان را بر گرفت و آنان را گواه بر خودشان ساخت ( و فرمود ) : آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند : چرا ، ما گواهي داديم ( كه تو پروردگار مايي ) ( اين اقرار گرفتن از ذريه ي آدم براي آن بود كه ) تا در روز قيامت   نگويند : ما از اين غافل بوديم .

 

 

  أَو تَقوُلوُا إِنَّها أََشْرَكَ اباؤُنَا مِن قَبْلُ و كُنَّاذُرِيَّهَ مِّن بَعدِهِم أَنتُهلِكُنَا بِما فَعَلَ المُبطِلوُنَ(173) وَكَذلِكَ نُفَصِّلُل الأَيَتِ و لَعَلَّهُم يَرجِعُونَ (174 )

« ( آن سؤال و جواب را از ذريه ي آدم كرديم ) تا نگوئيد : پدران ما از قبل ، مشرك بودند و ما نيزفرزندان ازپس آنان بوديم ( و ناچار ، راهشان را ادامه داديم ) آيا ما را به خاطر عملكرد اهل باطل ، مجازات و هلاك مي كني ؟ »

و ما اينگونه آيات خويش را روشن مي كنيم ( تا بدانند نور توحيد ، از آغاز درسرشت آنان بوده است ) و شايد يه سوي خداوند ( و فطرت پاك توحيدي ) برگردند .

 

چگونگي پيمان گرفتن خدا از بني آدم در آيه بيان شده است كه طبق روايات ، پس از خلقت آدم همه فرزندان او به صورت ذرات ريز و باشعور از پشت او بيرون آمده ، مورد خطاب و سؤال الهي قرار گرفتند و به ربوبيت خدا اعتراف كردند .

 

 شايد هم مراد از عالم ذر ، همان عالم استعدادها و پيمان فطرت و تكوين باشد . يعني هنگام خروج فرزندان آدم به صورت نطفه از صلب پدران به رحم مادران كه ذراتي بيش نيستند ، خداوند استعداد و فطرت توحيدي و حقجويي را در سرشت آنها مي نهد

 

حديثي از پيغمبر اكرم ( ص ) كه درباره ي قرآن مي گويد : قرآن ستارگان درخشاني دارد و برفراز اين ستارگان ، ستارگان ديگري است ، شگفتي هايش پايان نمي گيرد و عجايبش كهنه نمي شود و چراغهاي هدايت و منزل گاههاي حكمت و دانش در آن است .

سه شنبه بیست و پنجم دی 1386  توسط سید  |

 

سفری بود این سفر ......

 

سلام

 

راستش چهار شنبه هفته پیش قصد کردم برم دانشگاه تا بهد از ۳سال که فارغ التحصیل شدم

و

۸ ماه بعد از ترخیصی از خدمت مقدس

مدرک تحصیلیمو بگیرم

از اونجایی که خیلی وقت بود مشهد نرفته بودم

و

دانشگاهم کاشمر ۲۱۰ دقیقه ای یه مشهده

و

اگر خدا قسمت کنه ۱۳ بهمن قراره برم کربلا

خواستم هم زیارتی کنم آقا امام رضا رو

هم

ازش اجازه بگیرم

البت کربلا رفتن ما ۱۷ دی بود که شده فعلن ۱۳ بهمن

پنجشنبه رفتیم مشهد و جمعه رسیدیم

شنبه اول وقت رفتم کاشمر و ساعت ۱۰ دانشگاه و کله کارا انجام شد بلیط تهران

گرفتم و اومدم تهران

ساعت ۴ باید میرسیدم

به دلیل خرابی راه ۶ صبح ترمینال جنوب و ۷ صبح ترمینال غرب رسیدم

از همون لحظه که ترمینال جنوب رسیدیم برف شروع شد

ترمینال غرب بلیط بی بلیط

خلاصه به مصلحت بود گویا که تا دیروز ظهر تهران گیر کردم

حالا کلی تهران ایندر و اوندر زدم که ماشین گیر بیارم که نشد

و بعد از کلی گرفتاری مزاحمت برا فامیل

رسیدیم رشت با کلی تفاوت کرایه

جالبش اینجا بود که از میدان توشیبایه رشت تا انزلی که با سواری بکشه خودشو

۱۱۰۰ تومان

بود ما با اتوبوس

۳۰۰۰ تومان دیگه دادیم تا بیاره مارو

و

از اونجا تا خونه ما که ۳۵ کیلومتره

۲ ساعت طول کشید

قابل ذکره خودم با ماشینه خودم ۱۷ دقیقه ای اومدم

اما باز مصلحت خدا رو شکر

در مورد دوستانی که

لطف داشتن و نظر دادن و

التماس دعا داشتن بگم

محتاجیم کلهم

اما

هم خیلی شلوغ بود

و

هم خیلی

سرد

برا همین

دو رکعت نماز توی یه صحن اصلی آقا به نیت تمام محتاجین

از جمله خود ه حقیر خوندم و

خدا خواست 

نائب و زیاره دوستان شدیم

اگر لایق باشیم 

و

حق قبول کنه

راستی

اول ه محرم ه

باید سعی کنیم

تا آخر صفر خنده نکنیم زیاد

البت خب هر کی سلیقه ای داره

 

محـــــــــــــــــرم

 

 را بر همه تسلیت که نمیشه گفت

اما خب

 ..........

 

یا حق دوستان

پر چونگی یو شرمنده 

پنجشنبه بیستم دی 1386  توسط سید  |

 

..............

 

 

سلام

 

 

دارم میرم مشهد

برام دعا کنین

شاد باشین

 

چهارشنبه دوازدهم دی 1386  توسط سید  |

 

........ عیــــــــــــد غدیــــــــــــــر تبریــــــــــــــک ............

 

 عيد غدير خم بر تمامي عاشقان امامت  تهنيت باد

در اين روز آتش بر ابراهيم خليل سرد و گلستان شد

 

 

 و موساي كليم در چنين روزي بر ساحران چيره گشت

 

 

 

 

اگر غدیر نبود عشق می مرد و رسالت ناتمام می ماند

و گلواژه های شهادت و ایثار بی معنا بود

 

 

 

 

 

 

 

 پیامبــــر خدا صلی الله علیه و آله به ابوذر غفاری فرمود

 

ای ابوذر، اگر علی نبود، حق از باطل، و مؤمن از کافر شناخته نمی‌شد

 

 

 

اعمال عید غدیر

۱ـ تحکیم بیعت با ولایت 

                    ۲- اظهار سرور و شادمان

                                                 ۳ـ مصافحه کردن

                                                              ۴ـ پیمان اخوت و برادری

۵ـ احسان و انفاق

                       ۶ـ صله رحم

                                      ۷ـ رفع حاجت مومنان

                                                      ۸ـ غسل کردن و لباس نو پوشیدن

                                        ۹ـ تشکیل اجتماع      

 

                                                 ۱۰-دعا و روزه

                                                          

 

 

       «مَن کُنتُ مولاهُ فَهذا عَلیٌ مولاه ...»

 

 

 

 

 

جمعه هفتم دی 1386  توسط سید  |

 

رکــــــاب بزن

 

 

سلام

اولش بگم

 

میلاد حضرت مسیح مبارک ...

 

 

شاد باشین همه

یا حق

 

 

 

زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این كه دست از ركاب زدن بردارد!
كلود پیپر ـ Claude pepper

 


اوایل، خداوند را فقط یك ناظر مى دیدم، چیزى شبیه قاضى دادگاه كه همه عیب و ایرادهایم را ثبت مى كند تا بعداً تك تك آنها را به رخم بكشد. به این ترتیب، خداوند مى خواست به من بفهماند كه من لایق بهشت رفتن هستم یا سزاوار جهنم. او همیشه حضور داشت، ولى نه مثل یك خدا كه مثل مأموران دولتى.


ولى بعدها، این قدرت متعال را بهتر شناختم و آن هم موقعى بود كه حس كردم زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است، آن هم دوچرخه سوارى در یك جاده ناهموار! اما خوبیش به این بود كه خدا با من همراه بود و پشت سر من ركاب مى زد. یادم نمى آید كى بود كه به من گفت جاهایمان را عوض كنیم، ولى هرچه بود از آن موقع به بعد، اوضاع مثل سابق نبود. حالا دیگر زندگى كردن در كنار یك قدرت مطلق، هیجان و كیف عجیبى داشت.
آن روزها كه من ركاب مى زدم و او كمكم مى كرد، تقریباً راه را مى دانستم، اما ركاب زدن دائمى، در جاده اى قابل پیش بینى كسلم مى كرد، چون همیشه كوتاه ترین فاصله ها را پیدا مى كردم. ولى وقتى او مهار كار را در دست گرفت، چون مسیرهاى دلپذیر و میانبرهاى اصلى را از روى كوه ها و حاشیه پنجره ها و لبه پرتگاه مى شناخت و از این گذشته مى توانست با حداكثر سرعت براند، من دستم را محكم دور كمرش مى انداختم كه از روى دوچرخه نیفتم و از این كه مرا از جاده هاى خطرناك و صعب العبور، اما بسیار زیبا و با شكوه به پیش مى برد، غرق سعادت مى شدم.گاهى نگران مى شدم و مى پرسیدم، «دارى منو كجا مى برى » او مى خندید و جوابم را نمى داد و من حس مى كردم دارم كم كم به او اعتماد مى كنم. بزودى زندگى كسالت بارم را فراموش كردم و وارد دنیایى پر از ماجراهاى رنگارنگ شدم. هنگامى كه مى گفتم، «دارم مى ترسم» بر مى گشت و دستم را مى گرفت. او مرا به آدم هایى معرفى كرد كه هدایایى را به من مى دادند كه به آنها نیاز داشتم. هدایایى چون عشق، پذیرش، شفا و شادمانى، آنها به من توشه سفر مى دادند تا بتوانم به راهم ادامه بدهم. سفر ما ؛ سفر من و خدا.
و ما باز رفتیم و رفتیم. حالا هدیه ها خیلى زیاد شده بودند و خداوند گفت: «همه شان را ببخش. بار زیادى هستند. خیلى سنگین اند!» و من همین كار را كردم و همه هدایا را به مردمى كه سر راهمان قرار مى گرفتند، دادم و متوجه شدم كه در دادن است كه دریافت مى كنم. حالا دیگر بارمان سبك شده بود.
او همه رمز و راز هاى دوچرخه سوارى را بلد بود. او مى دانست چطور از پیچ هاى خطرناك بگذرد، از جاهاى مرتفع و پوشیده از صخره با دوچرخه بپرد و اگر لازم شد، بدون آن كه چندان زخمى شود، پرواز كند. و من یاد گرفتم چشم هایم را ببندم و در عجیب ترین جاها، فقط شبیه به او ركاب بزنم. این طورى وقتى چشم هایم باز بودند از مناظر اطراف لذت مى بردم و وقتى چشم هایم را مى بستم، نسیم خنكى صورتم را نوازش مى داد.

هر وقت در زندگى احساس مى كنم كه دیگر نمى توانم ادامه بدهم، او لبخند مى زند و فقط مى گوید،

 

«ركاب بزن...»

 

 

دوشنبه سوم دی 1386  توسط سید  |

 

از بزرگان

 

اى سازنده هر ساخته  اى آفریننده هر آفریده

اى روزى ده هر روزى خور

 اى مالک هر مملوک

اى غمزداى هر غمزده

اى دلگشاى هر اندوهگین

 اى رحمت بخش هر رحمت خواه

 اى یاور هر هر بى یاور

اى عیب پوش هر معیوب

اى پناه هر آواره 

 منزهى تو اى که نیست معبودى جز تو

فریاد فریاد درود فرست

برمحمد و آلش

 و بِرَهان ما را از آتش

 اى پروردگار اى صاحب جلال و بزرگوارى

اى مهربانترین مهربانان


 

 

1) کسی که عقل را بر احساساتش غلبه دهد، قوی ترین انسان روی زمین است.

(امام علی)



2) راه نفوذ در دیگران، دانستن آرزوهایشان است.

(ویل کارنگی)



3) اگر آینه نبود، همیشه خود را جوان می دانستم.

(پیکاسو)



4) افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند.

(محمد حجازی)



5) گروهی از ما، آنچنان حواسمان به چیزهایی که نداریم معطوف است که دیگر نمی توانیم از آنچه داریم لذت ببریم.

(جودی تاتل مام)



6) من همه چیزم را به گرسنگی و مشقت های ایام جوانی مدیونم.

(ناپلئون بناپارت)



7) اتلاف وقت، گران بهاترین خرج هاست.

(بالزاک)



8) احتیاط، تنها برای پیران نیست، جوانانی که احتیاط نکنند بدانند که هرگز به پیری نخواهند رسید.

(باخ)



9) عجیب است که انسان نه می تواند برای تولدش شادی کند و نه برای مرگش عزا بگیرد.

(ژرژ سیمنون)



10) ازدواج، تنها زنجیری است که همگان به رضا و و رغبت آن را به دست و پای خود می بندند.

(فرانسوا موریاک)



11) حرفی را بزن که بتونی بنویسی، چیزی را بنویس که بتونی امضا کنی، چیزی را امضا کن که بتونی پاش وایسی.

(ناپلئون بناپارت)




12) دنیا به قدری بزرگ است که برای همه جا هست به جای آنکه جای دیگران را بگیرید سعی کنید جای خود را بیابید.

(چارلی چاپلین)



13) زندگی آن چیزی است که برای تو اتفاق می افتد، در حالی که تو سرگرم برنامه ریزی های دیگری هستی.

(جان لنون)



14) نیکوست، که ثروتمند باشی و پرتوان، اما نیکوتر است که دوستت بدارند.

(اورپیدس)



15) عاشق بودن، همان است که بدانی دیگری کامل نیست. بتوانی بخش های نازیبا را ببینی ولی بر بخش هایی که دوست می داری تاکید کنی و شادمانه هر دو را بپذیری.

(ترزا. ام. ریچیز)



16) کسی که راهی را با عشق می پیماید، هرگز راه را تنها نپیموده است.

(سی تی دیویس)



17) نفرت هرگز با نفرت پایان نمی یابد،نفرت تنها و تنها تسلیم عشق خواهد شد.

(بودا)



18) اگر تنها بتوانی چنانکه باید عشق بورزی، شادترین و تواناترین موجود در جهان خواهی بود.

(امه فوکس)



19) دنیا جای زیبایی برای ماندن نیست.

(نیکی جیووانی)



20) انتخاب همسفر درست، مهم ترین گام در تضمین شادی و سرور سفر است.

(آندیان اندرسون)





21) طبیعت والاترین حاصل ها را با ساده ترین ابزار می آفریند:

آفتاب، گل ها، آب و عشق.

(هاینریش هاینه)



22) سرمایه خود را از چیزهایی که از ذات تو خارج بود، مساز.

(افلاطون)



23) با کارهای بد به سمت انجام کارهای خوب مرو.

(افلاطون)



24) شما به همان اندازه که بخواهید کوچک، و به همان اندازه آرزو کنید بزرگ می شوید.

(جیمز آلن)



25) بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید شاید هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن.

(دکترعلی شریعتی)

جمعه بیست و سوم آذر 1386  توسط سید  |

 

شیطان

جهنم تاریک بود. جهنم سیاه بود . جهنم نور نداشت.
شیطان هر روز صبح از جهنم بیرون می آمد و مشت مشت با خودش تاریکی می آورد. تاریکی را روی آدم ها می پاشید و خوشحال بود، اما بیش از هر چیز خورشید آزارش می داد. خورشید ، تاریکی را می شست . می برد و شیطان برای آوردن تاریکی هی راه بین جهنم و روز
را می رفت و برمی گشت. و این خسته اش کرده بود.
شیطان روز را نفرین می کرد. روز را که راه را از چاه نشان می داد و دیو را از آدم
.
شیطان با خودش می گفت:
کاش تاریکی آنقدر بزرگ بود که می شد روز را و نور را و خورشید را در آن پیچید یا کاش …
و اینجا بود که شیطان نابینایی را کشف کرد: کاش مردم نابینا می شدند. نابینایی ابتدای گم شدن است و گم شدن ابتدای جهنم.

***
اما
شیطان چطور می توانست همه را نابینا کند! این همه چشم را چطور می شد از مردم گرفت!
شیطان رفت و همه جهنم را گشت و از ته ته جهنم جهل را پیدا کرد. جهل را با خود به جهان آورد. جهل ، جوهر جهنم
بود.
***
حالا هر صبح
شیطان از جهنم می آید و به جای تاریکی، جهل روی سر مردم می ریزد و جهل ، تاریکی غلیظی است که دیگر هیچ خورشیدی
از پس اش بر نمی آید.
چشم داریم و هوا روشن است اما راه را از
چاه تشخیص نمی دهیم .
چشم داریم و هوا روشن است اما
دیو را از آدم نمی شناسیم.

وای از گرسنگی و برهنگی و گمشدگی.
خدایا ! گرسنه ایم ، دانایی را غذایمان کن.
خدایا ! برهنه ایم ، دانایی
را لباس مان کن.
خدایا !گم شده ایم ، دانایی
را چراغ مان کن.
***
حکیمان گفته اند:
دانایی بهشت است و جهل ، جهنم
.
خدایا ! اما به ما بگو از جهنم جهل تا بهشت دانایی چند سال نوری ، رنج و سعی و صبوری لازم است !؟

پنجشنبه پانزدهم آذر 1386  توسط سید  |

 

6 -- کاش ....

 


6

اى که هر چیزى در برابر عظمتش فروتن گشته

اى که هر چیز در برابر قدرتش تسلیم گردیده

اى که هر چیزى در برابر عزت و شوکتش خوار گشته

اى که هر چیز در برابر هیبتش خاضع گردیده

اى که هر چیزى از ترس او فرمانبردار و مطیعش گردیده

اى که کوهها از هراسش از هم شکافته

 اى که به امر او آسمانها برپا گشته

اى که زمینها به اذن او در جاى خود مستقر گشته

اى که رعد به ستایش او غرِّش زند

 اى که بر اهل کشور خود ستم نکند

 

 

http://www.cloob.com/name/galaxy_sadaf

 

کاش میشد شاد زیستن را به انسانها تزریق کرد.


کاش میشد آدمیت را به آنها آموخت.


کاش میشد یکی شدن با کل جهان هستی را به آنها فهماند.


کاش میشد کینه ها را زدود.


کاش میشد بذرهای نیکی را بر جهانیان پاشید.


کاش میشد انسان بودن را تجربه کرد.

 

 

 

 

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.


راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.

 

دویدن بیاموز، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.

 

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.


بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند!

 پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.


پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!

 

 

 

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست!


آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.

 

***
وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را.

 راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری.

 

دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی.

 

 و

 پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.

 

 

http://www.cloob.com/name/galaxy_sadaf

 

پنجشنبه هفدهم آبان 1386  توسط سید  |

 


خدا در محیط استبداد پرستیده نمی شود.
استبداد از کفر هم بدتر است (مهندس مهدی بازرگان)




سلام



سید حسین هوشیار

ساكن خاك پاك بندر انزلي


در هجدهمين روز برج اسد از سال شصت و يك
بدنيا آمدم

مدتي از خداي خودم دور بودم

الآن در حال نزديك شدنم
گاهي خوب نزديك ميشم
و گاهي حس ميكنم دارم دور ميشم

اينجا براي اينه كه بتونم نزديك بمونم
يادم نره
فراموش نكنم

از تاريخ 22/3/88
روشن بين تر شدم و كاملا بين دين و خدا فاصله ميبينم

اكثر كساني كه ديندارند و ادعا دارند از خداجويي اثري ندارند

ما مسلمان زاده ايم و شكي نيست
برگشت نداريم به دليل اجبار و ارتداد

چه دين خوبيه كه ميگه لا اكراه في دين
اما نميتونه يه جوون وقتي 20 سالش شد
بره مسيحي بشه
اگر خواست مسيحي بشه خونش حلال ميشه

بگذريم

من تنها از مسلماني اعمال آن و نامي كه از پدران مانده را
بدوش ميكشم

من خدا جو هستم و تا جايي كه سعي دارم
به دنبال نزديك شدن به رب خود
خداي خود
عشق خودمم

اميد وارم لايق اين خدا باشم

اگر به وبلاگ من مياين
پاك بياين
اگر وبتان ميام
چه پسر چه دختر
زن هستيد يا مطلقه
بزرگ و كوچك و پير و جوان

براي من عزيز بوده و بنده اي از
بندگان عزيز خدا هستيد

نه چشمم ناپاكه
نه ذهنم هوس باز

اگر زماني بود هم كه زياد يادم نيست
درمان شدم


دوست ندارم دلي بشكنه
پس دلي نبنديم


---------------------------

خوشحالم وبلاگ من اومدي و نظر ميزاري

اميد وارم هميشه در پناه خداوند

موفق و شاد و

_____________________
ll سبـــــــــــــــــــــز باشيد ll
------------------------------------
انشاالله

يا حق

lvlasimo_baldinii@yahoo.com

 

خداوند
دعا
خود سازی
اعتماد به نفس
عکس
قرآن
شعر
بیو گرافی نویسنده
مناسبت
عرفان نظر آهاری
جی پی واسوانی
مصطفی مستور
فلورانس اسکاول شین
وین دایر
کاترین پاندر
اشــــو
متفرقه

 

 

وبلاگ شخصی یه من ... !
گل يخ
كابوك
مي ناب
ققنـــوس
تمناي وصال
پشت كاجستان
تنهایی های من
مهربانــــو
جادوگــــر طلايي
نامه های حوا
روشن تر از آفتاب
Cold Silence
صبا صالحـــــــي
خنده هامو خط نزن...
تنها ماه مي داند و رود
"برای تازه شدن دیر نیست
یه روزی . یه جایی . یه کسی
بــــانـــوی قـــدیـــس
همه چیز با خدا ممکن می شود
چـــنـد تا حــــــــــــرف د ل
عشـــق یعنی انتظار...
ناز بالا
ما عادت داریم... یادت نیست میوه ممنوع؟
گروه رسیدگی منطقه سیروس جمعیت امام علی (ع)
نوشته های یک زن سیگاری
زنان خوب به آسمان ميروند
کتب اینترنتی نوشته شده توسط فرزانه شیدا
بعد سوم آرمان نامه ارد بزرگ

 

 

 

 

RSS 2.0
Blog Skin