تبليغاتX
خداوند کجا نیست ... ؟
خداوند کجا نیست ... ؟

...اگر آمدي ردي از خود بگذار اي دوست ... لطفا با آدرس ...


خداوند کجا نیست ؟؟؟

سلام

۱-   نسرین عزیز  پدر بزرگش فوت شده تسلیت میگم ...

۲- دارم میرم تبریز شهری که همیشه بعد از انزلی دوستش داشته و دارم ...۲ روزی تعطیلیم ..

* ما ازادیم دوست داشته باشیم یا نه

من از طرفداران جناب دکتر احمدی نژاد بطرز وحشتناکی بدم میاد    لطف کنند و اینجا نظری نزارن ممنون

۳-راستش چند تا از دوستان نوشتند که چرا بحث انتخاباتی نوشتم و حذف کنم

 

اینجا وبلاگ هست جایی که ما مینویسیم شاید روزی بخونیم

 

من به هیچ کسی بی ادبی نکردم نه در این چند روز نه در گذشته

 

تازه فهمیدم خدا کجا ها نیست

خدا در کنار ظالم نیست

خدا در دل کافر نیست

خدا در وجود کسی که بچه را گول میزند تا همشهری خودش را بزند نیست

قدما میگفتند وقتی سربازان عراقی را دستگیر میکنیم میگویند  : به ما گفته اند ایرانی ها نجس هستند

نماز نمی خوانند

میگفتند برای نجات اسلام به ایران حمله میکنند

من در عراق بودم

 

به چشم خود نجف را دیدم که سرباز عراقی بود و مراقب امریکایی

 

منه در مرز عراق توسط مامور آمریکا بازرسی شدم

 

آنها از جوانان ایرانی میترسیدند

 

من زبانم سرخ است و سرم سبز

 

من از چی بترسم؟

 

نه زن دارم نه بچه

نه شغل دولتی

نه بدهکارم نه طلبکار

من ۲۷ سال درویشی زندگی کردم

من ۲۸ ساله ام

در سنی که باید رشد کنم

باید رشد میکردم

 

من سرباز بودم

 

۱۸ ماه با یک دست لباس خوابیدم

من مهران نبودم  اما مهران را دیدم و یک شب در مهران مرز عراق خوابیم

پادگان ما کمی از مهران نداشت

 

ما آزادیم

 

من حسینم

 

باید آزاد باشم

 

من خلاف نمیکنم

سعی میکنم سالم باشم

اما زیر بار زور نمیرم

 

میگیرن ؟ میزنن؟ میکشن؟ میکنن؟  چی میتونن بکنن

من کاشمر بودم جای که سال ۸۰ ساعت ۱۰ شب به بعد میگفتند کسی حق نداره بیرون باشه

من سختی کشیدم

اما الان هیچ کاری نمیتونم انجام بدم

 

به دلایل زیاد

اگر یک ستاد از جانب بزرگان تشکیل بشه ثبت نام میکنم

 

مگر نمیگیم چو ایران نباشد تن من نباد؟؟؟

من  حسینم    . سید هم هستم    .  من هوشیارم   من کربلا بودم

 

مگر میشود عباس را دیدو خفه بود؟؟  به چه دلیل مصلحت؟  برای اینکه مادرم نگران است؟ مکادئرم یک جوان خفه نمیخواد

مادرم یک جوان شاد باید بخواد

کدام ما شادیم؟

 

جناب بسیجی   شما شادی؟

یعنی وقتی تو با افتخار تعریف میکنی که در رشت مردم و میزدی تا شورش و خنثی کنی

شادی؟

 

شاد میشی؟

این خوبه؟

 

در ضمن    جناب بزرگان مملکت اسلامی ما

 

منه جوان با افتخار میگم   میمیرم ذلت نمیپزیرم

از چی بترسم؟

ترس و بنده خدا بودن؟

 

مگه من خدا ندارم؟  مگه خدای من ضعیفه

به یکی گفتند سیگار روشن کن تا گرم بشی

گفت مگه من خدا ندارم؟؟؟  یعنی سیگار تو گرمت میکنه اما خدای من نمیتونه گرمم کنه؟

 

هی عمو  تو که میخوای منو بترسونی

تو که هی تهدید میکنی

 

 

خزعلی ساکت شد؟ ابطحی تنبیه شد؟  موسوی بد شد؟ خاتمی چی ؟؟ رهنورد چطور؟

 

ما کوچکیم! جوانیم !  اما ما ایرانی هستیم

 

ما از خون بزرگانیم

 

از چی بترسم؟؟

 

دوست دارم یکی بهم اینو بگه !

هی طرفداران جناب دکتر احمدی نژاد

شما توضیح بدین

یه جوون باید بترسه؟

 

اعتقاد به خدا مانعه ترسه منه !

من داغ یک آخ را بر دل تمام کسانی که عوام میفریبند میگزارم

ننگ بر کسانی که  از هر حربه ای استفاده میکنند برای عوام فریبی

 

من به جستجو ادامه میدم

و سعی میکنم بدونم

تا اگر فردا روز طفلی پرسید چرا اینگونه ایم بگم ...

چهارشنبه دهم تیر 1388  توسط سید  |

 


خدا در محیط استبداد پرستیده نمی شود.
استبداد از کفر هم بدتر است (مهندس مهدی بازرگان)




سلام



سید حسین هوشیار

ساكن خاك پاك بندر انزلي


در هجدهمين روز برج اسد از سال شصت و يك
بدنيا آمدم

مدتي از خداي خودم دور بودم

الآن در حال نزديك شدنم
گاهي خوب نزديك ميشم
و گاهي حس ميكنم دارم دور ميشم

اينجا براي اينه كه بتونم نزديك بمونم
يادم نره
فراموش نكنم

از تاريخ 22/3/88
روشن بين تر شدم و كاملا بين دين و خدا فاصله ميبينم

اكثر كساني كه ديندارند و ادعا دارند از خداجويي اثري ندارند

ما مسلمان زاده ايم و شكي نيست
برگشت نداريم به دليل اجبار و ارتداد

چه دين خوبيه كه ميگه لا اكراه في دين
اما نميتونه يه جوون وقتي 20 سالش شد
بره مسيحي بشه
اگر خواست مسيحي بشه خونش حلال ميشه

بگذريم

من تنها از مسلماني اعمال آن و نامي كه از پدران مانده را
بدوش ميكشم

من خدا جو هستم و تا جايي كه سعي دارم
به دنبال نزديك شدن به رب خود
خداي خود
عشق خودمم

اميد وارم لايق اين خدا باشم

اگر به وبلاگ من مياين
پاك بياين
اگر وبتان ميام
چه پسر چه دختر
زن هستيد يا مطلقه
بزرگ و كوچك و پير و جوان

براي من عزيز بوده و بنده اي از
بندگان عزيز خدا هستيد

نه چشمم ناپاكه
نه ذهنم هوس باز

اگر زماني بود هم كه زياد يادم نيست
درمان شدم


دوست ندارم دلي بشكنه
پس دلي نبنديم


---------------------------

خوشحالم وبلاگ من اومدي و نظر ميزاري

اميد وارم هميشه در پناه خداوند

موفق و شاد و

_____________________
ll سبـــــــــــــــــــــز باشيد ll
------------------------------------
انشاالله

يا حق

lvlasimo_baldinii@yahoo.com

 

خداوند
دعا
خود سازی
اعتماد به نفس
عکس
قرآن
شعر
بیو گرافی نویسنده
مناسبت
عرفان نظر آهاری
جی پی واسوانی
مصطفی مستور
فلورانس اسکاول شین
وین دایر
کاترین پاندر
اشــــو
متفرقه

 

 

وبلاگ شخصی یه من ... !
گل يخ
كابوك
مي ناب
ققنـــوس
تمناي وصال
پشت كاجستان
تنهایی های من
مهربانــــو
جادوگــــر طلايي
نامه های حوا
روشن تر از آفتاب
Cold Silence
صبا صالحـــــــي
خنده هامو خط نزن...
تنها ماه مي داند و رود
"برای تازه شدن دیر نیست
یه روزی . یه جایی . یه کسی
بــــانـــوی قـــدیـــس
همه چیز با خدا ممکن می شود
چـــنـد تا حــــــــــــرف د ل
عشـــق یعنی انتظار...
ناز بالا
ما عادت داریم... یادت نیست میوه ممنوع؟
گروه رسیدگی منطقه سیروس جمعیت امام علی (ع)
نوشته های یک زن سیگاری
زنان خوب به آسمان ميروند
کتب اینترنتی نوشته شده توسط فرزانه شیدا
بعد سوم آرمان نامه ارد بزرگ

 

 

 

 

RSS 2.0
Blog Skin